آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩
« الاقربین غ"[١](خویشاوندان نزدیک را باید انذار کنی) دو واقعه رخ داده
است ، یکی انذار نزدیکان خیلی نزدیک، یعنی بنیهاشم و بنی عبدالمطلب که
این در خانه خود حضرت صورت گرفته ، که عدهای را که ٣٩ یا ٤٠ نفر بودند،
عموهای حضرت، عموزادگان، عمهزادگان، اینهایی که خیلی نزدیک بودند دعوت
کردند ، آن داستان معروف که امیرالمؤمنین طفل بودند و ( پیغمبر اکرم )
دستور دادند که آبگوشتی برای اینها بپزند و ایشان آماده کردند ، و بعد
ابولهب چه گفت و . . .
یک جریان دیگر هست که انذار اقربین کمی از اینها دورتر است که بعد
از آن واقعه صورت گرفته یعنی همه قریش ، چون همه قریش اقربای پیغمبر
بودند . خود پیغمبر از قبیله قریش بود یعنی بنیهاشم تیرهای از قریش
بودند . پیغمبر اکرم رفتند بالای یکی از کوههای اطراف مکه و فریاد کردند
ایها الناس جمع شوید، مطلب مهمی را میخواهم با شما در میان بگذارم. [٢]
تا حضرت این را اعلام کردند [٣] عده زیادی جمع شدند ، اکابر و اصاغر
، زن و مرد جمع شدند ، بعد حضرت فرمود : ایها الناس ! اگر من سخنی به
شما بگویم ، از من میپذیرند ، باور میکنید ؟ همه گفتند ما از تو جز راستی
نشنیدهایم . فرمود اگر به شما اطلاع بدهم که در پشت این کوهها سپاه جراری
هست که آهنگ شهر شما را دارند و تصمیم گرفتهاند
[١] شعراء / . ٢١٤ [٢] بدیهی است که در آن زمان وسائل امروزی نبوده که با رادیو و تلویزیون اعلام کنند ، اگر کسی از خبر مهمی اطلاع پیدا میکرد میرفت در آن نقطه ظاهرا بالای همین کوه صفا ( تپه صفا ) میایستاد و فریاد میکرد ایها الناس جمع بشوید خبر مهم ، و همه جمع میشدند . [٣] تا آن زمان سابقه نداشت که ایشان چنین کاری کرده باشند و شنیدهاید که ایشان قبل از دوره رسالت به نام "محمد امین" معروف و خیلی با وقار