آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦
ما تو را فرستادهایم گواه بر مردم و گواه بر امت . " شاهد " و " شهید " معنی حضور را میدهد . در زبان عربی به " گواه " از آن جهت " شاهد " میگویند که کسی حق دارد در مورد واقعهای گواهی بدهد که در آن واقعه حاضر باشد ، یعنی انسان در مورد واقعهای که در آن حضور دارد و احساس میکند و بالعیان آن را میبیند حق دارد شهادت بدهد . این مسألهای است در باب " قضاء " ( قضاوت ) ، میگویند شهادت به علم جایز نیست ، شهادت به عین و به حس جایز است ، یعنی اگر شما چیزی را یقین دارید و شک ندارید ولی ندیدهاید ، مثلا یقین دارید العیاذ بالله زید همسایه شما شراب میخورد ، از صد احتمال یک احتمال هم نمیدهید که شراب نخورد ، یعنی هیچ احتمال اینکه بتوانید توجیه هم بکنید نمیدهید ، یقین دارید شراب میخورد ، اما به چشم خودتان ندیدهاید ، یقین دارید که فلان مرد و زن زنا کردهاند ولی به چشم خود ندیدهاید ، حق ندارید که این را شهادت بدهید بگویید فلانی زنا کرده یا فلانی شراب خورده است ، و اگر شهادت بدهید و قاضی از شما بپرسد که این را که تو شهادت میدهی دیدهای یا ندیدهای ، و شما بگویید من ندیدهام ولی یقین دارم ، اگر شما عادلترین عادلهای عالم هم باشید ، اعدل عدول هم باشید ، سلمان فارسی هم باشید قاضی حق ندارد بر این گونه شهادت ترتیب اثر بدهد . حدیثی هست ، حضرت صادق علیهالسلام فرمودند ( با دستشان اشاره کردند ) : « " علی مثل ضوء الشمس " » مثل اینکه نور خورشید را میبینی ، فقط اگر این طور باشد شهادت بده ، غیر از این نه . به همین جهت برای آنچه که ما در فارسی میگوییم " گواه " در زبان عربی کلمه " شاهد " به کار میبرند ، یعنی حاضر ، یعنی آن کسی که حاضر واقعه بوده نه آن کسی که عالم به واقعه است ، چون غایب از واقعه هم گاهی عالم به واقعه میشود ، ولی کافی نیست . علم به واقعه ولی عن غیاب کافی