آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤
خرمای ماده تا میوه بدهد، و یا گاهی گرد اینها را ممکن است باد ببرد و برساند . خلاصه حکم نطفه را دارد که مولد است . آنجا تعبیر این است: " « طلعها کأنه رؤس الشیاطین »" گویا کلههای شیطان است . در آیه " « و قیضنا لهم قرناء غ" [١] خواندیم که برای افرادی از شیطانها قرینهایی پیدا میشود که شیطانهایی است که از وجود خود اینها آفریده میشوند . آن سلسله از اخلاق شیطانی اینها که حکم طلع را دارد و مولد است و منشأ پیدایش یک سلسله شیطانهای دیگر و اخلاق فاسده دیگر میشود ، یعنی رؤوس شیاطین و سرهای شیاطین ، در واقع شیاطین بزرگ در اینجا میرویند و از اینها شیطانهایی و از این شیطانها شیطانهایی و قرینهایی . این است که اینجا میفرماید : " « ان شجرت الزقوم طعام الاثیم »" . البته مفسرین میگویند اینجا یک " من " در تقدیر است : " ان من شجرش الزقوم طعام الاثیم " غذای این گنهکار از درخت زقوم است ، ولی به حکم اینکه خود درخت زقوم هم از اول به صورت غذا به وجود آمده بعید نیست که علت اینکه قرآن " من " را انداخته و گفته " « ان شجرت الزقوم طعام الاثیم "این است که گذشته از اینکه میوههای این درخت غذاهای اینها در آنجاست ، خود این درخت هم به صورت تغذی به وجود آمده . حالا به این جهت کار نداریم . " « ان شجرت الزقوم طعام الاثیم ») غذای این گنهکاران از این درخت زقوم است . در سوره واقعه این طور خواندیم : " « ثم انکم ایها الضالون المکذبون لاکلون من شجر من زقوم فمالؤن منها البطون »" [٢]. مگر در دنیا همین طور نیست ؟ در دنیا وقتی انسان از درخت خبیث اخلاق خودش
[١] فصلت / . ٢٥ [٢] واقعه / . ٥٣ ٥١