آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩
عمل و رفتارش شیرین است ، غذای مطبوع و مفید برای مردم دیگر است ، و آن کسی که کارها و سخنش همه تلخی و سمومات است ، سخنش به هر کس که برسد مثل یک غذای سمی است که به افراد برسد ( غذای سمی با افراد چه میکند ؟ حرف او وقتی به افراد میرسد ، کار یک غذای سمی را میکند ) تا در روح او خباثت نباشد ، تا اخلاقش مسموم و فاسد نباشد ، تا افکار و عقایدش این طور نباشد حرفش به این صورت در نمیآید . مردی بود ، الان هم هست ، سابقا یعنی در دورههای خیلی قبل از ما طلبه بوده ، من چند جلسهای بیشتر او را ندیدم ، یکی از اقوامش گفت من این را هیچ وقت در خانهام راه نمیدهم ( بعد من تجربه کردم ، دیدم همین طور است ) برای اینکه بر بچههایم از این میترسم ( چون قوم و خویش نزدیک او بود ) زیرا این را تجربه کردهام ، او با هر کسی که روبرو میشود کاوش میکند ببیند که او به چه اعتقاد دارد ، یک تکیه گاه روحی ( یا ) فکری برای او پیدا میکند ، ببیند او به چه اعتقاد دارد ، به چه پایبند است ، همین قدر که آن را کشف کرد کوشش میکند او را در همان جهت خراب کند . این دیگر جنس و طبیعتش این طور شده ، و خودش یک آدم متزلزل و مرددالذات است ، دستش به هیچ جا بند نیست ، هر کسی را که ببیند به جایی بند است کأنه ناراحت میشود و میخواهد دستش را از آنجا بکند . پس اعمال انسان میوههای وجود انسان است ، اخلاق انسان شاخههای وجود انسان است ، عقاید انسان ریشههای درخت وجود انسان است و اساسا روح انسان نیست جز یک درخت ، یک درخت پر ریشه و پر شاخه و پر میوه و پر برگ ، درختی که در این دنیا انسان باید خودش را پیوند بزند و در این دنیاست که این درخت ، درخت طوبی یا