آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
« تزرعونه أم نحن الزارعون »" [١] . اگر اشیاء را از آن جهت که با خدا نسبت دارند به خدا نسبت بدهیم ، هیچ فعلی از افعال خدا شبیه ساختن خانه برای انسان نیست . اگر کمی شبیه باشد که شبیه بودن هم تعبیر درستی نیست شبیه عمل کشاورز است ، یعنی خداوند هر چه را که خلق میکند خلق کردن او عبارت است از رساندن اشیاء به کمال لایق خودشان . حال نهایت امر در خلقت چیست ؟ آیا نهایت امر نیستی است ؟ یعنی هستی برای نیستی است ؟ پایان هستی نیستی مطلق است ؟ یا پایان هستی ، هستی است ؟ پایان هستی رسیدن به حق مطلق و رفتن به سوی حق مطلق است ؟ اگر کسی گمان کند که خدا این عالم را خلق کرده ، بعد هم معدوم میکند ، درست همان کار بچه میشود که اتاقک را درست میکند و بعد خراب میکند ، دائما درست میکند و دائما معدوم میشود ، چون در این شکل دیگر چیزی وجود ندارد ، مگر اینکه فرض کنیم خدا العیاذ بالله مثل بچهای است که میخواهد تفنن کند ، او را یک موجود متفنن ( بدانیم ) که برای تفنن خودش کار بیهودهای را انجام میدهد ، موجود میکند معدوم میکند ، موجود میکند معدوم میکند ، یعنی اشیاء غایت ندارند ، تمام و متمم ندارند ، به سوی کمال خودشان نمیروند . اما به دلیل اینکه خداوند متعال حکیم است و لاعب و بیهودهکار نیست باید بدانیم وجهه تمام این هستیها یک هستی دائم لایزال لا یزول است ، یعنی عالم بقا . اگر عالم بقایی نبود و عالم فقط عالم فنا بود هستی لعب بود ، ولی این عالم فنا جدا از عالم بقا نیست ، رویهای از عالم بقاست . همه چیز یک وجهه " بقایی " دارد حتی همین زمین و
[١] واقعه / ٦٣ و . ٦٤