آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
میشود ، همیشه وقتی میخواهد ادرار کند چون در ذهنش رفته " یک کار بد " ، یک خیال مانعش میشود . این است که اسمش را گذاشتهاند " اخلاق تابو " یعنی تحریمهای بدون منطق ، تحریمی که برای بزرگتر منطق دارد ولی برای این بچه منطق ندارد . هر کسی را در هر سنی که هست اگر میخواهند تربیت کنند و پرورش بدهند ، اول باید برایش روشن کنند ، بفهمد که چه دارند میگویند و برای چه ، بعد در همان مسیر او را پرورش بدهند تا پرورشش توأم با شوق و رغبت باشد . این بحث دامنه درازی دارد . در دستورهای پیغمبر اکرم نقل کردهاند که وقتی مبلغ به اطراف و اکناف میفرستاد توصیهها به آنها میکرد . از آن جمله وقتی معاذ بن جبل را به یمن فرستاد ، وقت رفتن ، این چند جمله را به او فرمود : « " بشر و لا تنفر ، یسر و لا تعسر " » به مردم نوید بده ، بشارت بده ، مردم را تشویق کن ، نترسان ، طوری اسلام را برای مردم بیان نکن که از آن وحشت کنند ، آنقدر سخت و مشکل برای مردم بیان نکن که از اول بگویند چه کار سختی ! مطلب را طوری بگو که بفهمند تو اصلا چیز خوب برایشان آوردهای و شوق و رغبتشان به سوی آن تحریک بشود . « " یسر و لا تعسر " » در کارها آسان بگیر ، سخت نگیر ، درست عکس عملی که غالبا ماها میکنیم ، آنقدر سخت میگیریم که ( مردم را از اسلام بیزار میکنیم ) . در آن حدیث معروف هست که حضرت صادق علیهالسلام همین موضوع را به اصحابشان نصیحت میکردند ، فرمودند مردم را که دعوت میکنید آنها را نترسانید ، سختگیری نکنید ، بعد فرمود روش ما اهل بیت بر سهولت و سماحت و آسانی است و روش دیگران ( خوارج و دیگران ) بر سختگیری است . آنگاه حضرت آن مثل معروف را که لابد همه شنیدهاید ذکر کردند ، فرمودند مرد مسلمانی بود و همسایه