حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٨ - درآمد
گستردهتر گشت. تلاشهاى انجام شده و به ثمر رسيده، به راستى بسيار است كه بايد بدان باليد و آن را پاس داشت. با اين همه، باب پژوهش در اين حوزه همچنان گشوده است و گِرِهها و دشوارىها نه تنها يكسره از ميان نرفته، بلكه به لحاظ شرايط ويژه فرهنگى و اجتماعىاى كه جامعه اسلامى دارد، افزون نيز شده است.
به جرئت مىتوان گفت كه بسيارى از پرسشها درباره اسلام، به حديث و سنت برمىگردد. بررسى اين پرسشها و دستيابى به قواعدى روشن در فهم حديث، كارى ضرورى است. عرضه مدوّن و سامان يافته علوم حديث، قواعد رجالى و فقه الحديث در عصر گسترش دانشها بايستهاى ديگر است. مطالعه جدى درباره احاديث مجعول و ارائه طُرُق روشن در شناسايى آنها، جاى ترديد ندارد. بررسى احاديث متعارض و يافتن راههاى معقول جهت حل تعارض نيز كارى برجاى مانده است.
تفكيك و ردهبندى محتوايى احاديث و يافتن شيوهها و قواعد مناسب آن، ضرورت ديگرى است؛ زيرا حديثى كه در زمينه معارف به ما رسيده، با آنچه به احكام فقهى مربوط است و يا آنچه به بيان آداب و رسوم اختصاص دارد، يكسان فهم نمىشود و قواعد برداشت از آنها هم يكى نيست. به بيان ديگر، كشف و شناساندن قواعد عام و خاص فهم حديث، نيازى است بس مبرم.
نقد و بررسى كتب حديث و بيان سبك و روش محدثان، امرى است كه اندكى مورد توجه پژوهشگران اهل سنت قرار گرفته و نيازمند تداوم و تكميل است. در كنار اين امور، معرفى محدثان و شخصيتهاى حديثى و خدمات ارزنده آنان به حديث، احياى متون كهن و نسخ خطى، شرح احاديث مشكل و ... از ديگر كارهاى بايسته است.
مىتوان همه اين بايستههاى پژوهش در زمينه حديث و دانشهاى مربوط به آن را در پنج عنوان خلاصه كرد:
يك. آماده سازى و عرضه ميراث گذشته. نخستين گام، فراهم شدن امكان دستيابى به