حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٨٩ - مصادقة الإخوان
سبب دوام دوستى است.
٢١. ديد و بازديد. دوست، مانند دست است و دستها به كمك هم كارها را از پيش مىبرند و نگهدار هم اند.
٢٢. توجهبهدوستان. برادرى كه تو را از ياد نمىبرد، مىسزد كه او را هميشه بهياد آرى.
٢٣. دست دادن به هنگام ملاقات، كدورتها را از ميان برمىدارد.
٢٤. شادكردن دوست، از بهترين كارها نزد خداوند است.
٢٥. بخلورزى با دوستان و برادران، خصلتى نكوهيده است.
٢٦. گرفتارىها را با دوستان در ميان گذاريد؛ چرا كه دوست از كمكْ دريغ نمىورزد؛ گرچه با دعاى خير باشد.
٢٧. شاد كردن دوست، آفت دنيا و هراس قيامت را برمىدارد.
٢٨. رنجاندن برادران، ناراحتى و رنجش به دنبال دارد.
٢٩. نيكى به دوستان، گرچه اندك باشد، نعمت خداوندى است.
٣٠. تلاش براى گرهگشايى از كار دوستان، از طواف خانه خدا با ارزشتر است.
گفتنى است بيشترين روايتهاى اين كتاب در اين فصل جمع شده است و اين، نشان از جايگاه ويژه «گرهگشايى» در معاشرت و روابط انسانى دارد.
٣١. تقدّم دوستى بر داد و ستد. اگر دوستى خواستار بههم خوردن معامله شد، اجابت كنيد.
٣٢. آزمونِ دوستى. دوستان را با سفر، هنگام خشم و با درهم و دينار، بيازماييد.
٣٣. اعتبار دوستان، بيش از مال و ثروت است.
٣٤. پرسش از نام و نشان، نشانه يكرنگى در دوستى است.
٣٥. خيرخواهى. دوستان بايد با خيرخواهى، در راه حلّ مشكلات يكديگر قدم بردارند.
٣٦. خوار نشمردن دوستان. تحقير و خوار شمردن دوستان، بجز تيره ساختن