حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣١٢ - حاصل سخن
جواب: هيچ گونه مدركى براى اين مسئله نيست و اساساً در اسلام، عنوانى به نام «ولىّ عهدى» نداريم و اگر منظور از ولىّ عهدى، جانشينى باشد، طبق مدارك قطعى، جانشين امام سوم، امام چهارم است، نه خواهر گرامىاش حضرت زينب عليها السلام.
بلى؛ از روايات، در مىآيد كه حضرت زينب در نهضت حسينى كه عليه سلطنت استبدادى يزيد و ستمگران بنى اميّه بود، طبق وصيّت سيدالشهدا، وظايف سنگينى به عهده داشت و در عمل به وظيفه، لياقت علمى و عملى و شخصيّت فوق العاده دينى خود را به ثبوت رسانيد.
اصولًا بايد دانست كه از نظر اسلام، ارزش انسان در جامعه، به علم و تقوا (خدمات دينى، فردى و اجتماعى) است و ساير امور كه در اجتماعات ديگر، وسيله امتياز و نفوذ مىباشند (مانند ثروت و عظمت، عشيره و اتباع و شرافت خانوادگى، و تصدّى مقامات حكومت و قضا و مقامات لشكرى) هيچ گونه ارزش و امتيازى ندارند كه ملاك افتخارشان گرديده، آنان را مافوق ديگران قراردهد.
در اسلام، هيچ امتيازى را نبايد ملاك نفوذ و اعمال قدرت قرارداد. بنابراين، يك بانوى اسلامى مىتواند در امتيازات دينى، پابهپاى مردان، پيش رود و اگر عُرضه داشته باشد، از همه مردانْ جلوافتد. چنانچه مىتواند (به استثناى سه مسئله حكومت و قضا و جنگ)، در همه مشاغل اجتماعى با مردان، شركت نمايد. خداى متعال مىفرمايد: «گرامىترينِ شما پيش خدا، باتقواترينِ شماست»[١]
و مىفرمايد: «هرگز كسانى كه مىدانند، با كسانى كه نمىدانند، برابرنمى شوند»[٢]
.[٣]
[١]. سوره حجرات، آيه ١٣.
[٢]. سوره زمر، آيه ٦.
[٣]. پرسش و پاسخ،[ علامه] سيّد محمّد حسين طباطبايى، انتشارات آزادى، ١٣٦١، ص ١٠- ١٢.