حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٢٩ - شيوه هاى ارزيابى اسناد
اللبن في الجارية والغلام من حيث المحل بأن يخرج لبن الجارية من موضع ويخرج لبن الغلام من موضع آخر، لأن الطبيعة تقتضي خروج اللبن عن موضع معيّن في النساء بلافرق في ذلك بين كون الولد ذكراً أو أنثى.[١]
ايراد سوم آن است كه احتمال درستى و مطابقت با حقيقت در اين حديث نيست؛ زيرا مىدانيم تفاوتى در چگونگى خروج شير پسر و دختر نيست؛ زيرا طبيعت اقتضا دارد كه شير كودكان، از جايگاهى معين خارج شود و تفاوتى ميان دختر و پسر نيست.
بلى؛ ممكن است حديثى براى عقلْ قابل درك نباشد، و به تعبير ديگر: «فوق عقل» باشد، چنين احاديثى مورد نظر نيست. بلكه تنها آن رواياتى كه عقل، محتوايش را قابل قبول نمىداند و با حس و وجدانْ مغايرت دارد، كنار نهاده مىشود.
علّامه طباطبايى نمونههايى از اين قبيل را در تفسير «الميزان» آورده است.[٢]
٤- مخالفت با حقايق تاريخى
اگر در ضمن حديثى مطلبى بر خلاف واقعيتهاى مسلّم تاريخى نقل شود، شاهدى بر نادرستى آن حديث خواهد بود.
علّامه طباطبايى نمونههايى از روايات را چون با تاريخ مسلّمْ معارض بوده، كنار نهاده است.[٣]
علّامه شوشترى نيز در «الأخبار الدخيلة» مخالفت با تاريخ را يكى از معيارها دانسته و بر آن پايه، برخى از روايات را نقد كرده است.[٤]
[١]. التنقيح في شرح العروة الوثقى( كتاب الطهارة)، ج ٣، ص ٨٢- ٨٣.
[٢]. رجوع شود به: الميزان، ج ٢، ص ٤٣٩، آيه سوره بقره. ج ٣، ص ١٨٥، آيات ٣٥- ٤١ آل عمران. ج ١٥، ص ٣٦٩، آيات ١٥- ٤٤ سوره نمل. ج ١٩، ص ٣٩٠، آيات آخر سوره قلم.
[٣]. رجوع شود به: الميزان، ج ١٤، ص ٣٧٩. ج ١٥، ص ٣٦٩. ج ٢٠، ص ٧٠ و ٨٣.
[٤]. رجوع شود به: الأخبار الدخيلة، محمدتقي التستري، ج ١، ص ١٥٨- ١٦٢ و ١٧٩- ١٩٥ و ص ٢٣٣.