حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١١٨ - شيوه هاى ارزيابى اسناد
تطبيقى عنايت داشتهاند.
مصطفى السباعى، پس از ذكر راههاى نقد سند و محتوا، در پاسخ برخى مستشرقان كه گمان بردهاند عالمان اسلامى تنها به نقد سند توجه دارند، مىگويد:
اين، مهمترين قواعدى است كه عالمان براى نقد حديث، و پالايش آن وضع كردهاند. از اين معلوم مىشود كه تلاش آنان منحصر به نقد سند يا توجه بيشتر به نقد سند نيست، آن گونه كه پارهاى از مستشرقان و پيروانشان گمان بردهاند؛ بلكه بر نقد سند و محتوا يكسان توجه كردهاند.[١]
وى راههاى نقد سند و متن را چنين باز گفته است:
نشانههاى وضع در سند، عبارتاند از:
١. مشهور بودن راوى به دروغگويى در صورتى كه راوى ثقهاى آن را نقل كرده است.
٢. اعتراف واضع.
٣. نقل راوى از كسى كه امكان ملاقات و دريافت از او برايش نبوده است.
٤. شرايط و انگيزههاى واضع؛ مثل اين كه راوى حديث «الهريسة تشدّ الظهر»، محمد بن حَجّاج است كه فروشنده هَليم بوده است.
نشانههاى وضع در محتوا عبارتاند از:
١. ركيك بودن الفاظ، به گونهاى كه از فصيحان چنين واژههايى سر نمىزند.
٢. فساد معنا، بدين سان كه با بديهيات عقلى، قواعد اخلاقى و مسلمات تاريخ ناسازگار باشد.
٣. مخالفت صريح با قرآن، به گونهاى كه قابل تأويل نباشد.
٤. مخالفت با حقايق تاريخى مسلّم در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله.
٥. موافقت با مذهب و عقيده راوى، در صورتى كه فردى متعصب بوده است.
٦. حديث، متضمن مطلبى باشد كه انگيزه نقل آن بسيار است و حال آن كه تنها يك
[١]. تراثنا الفكرى فى ميزان الشرع والعقل، محمد الغزالي، المعهد العالمي للفكر الاسلامي، امريكا، ص ١٥٥- ١٥٦، به نقل از: السنة ومكانتها في التشريع الاسلامي.