حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١١٧ - شيوه هاى ارزيابى اسناد
حقيقت مطلب، همان گونه كه در علم اصول به اثبات رساندهايم، آن است كه عمل به روايات از باب وثوق و اطمينان عقلايى است... و مقصود از رجوع به علم رجال، تحقيق و دستيابى به اطمينان است كه با همين اطمينان عقلايى، زندگى نظم يافته است.
در كتاب «الرافد في علم الأصول» چنين آمده است:
در بحث خبر واحد، از مسلك عقلايى سخن گفتيم و به اين رأى رسيديم كه نزد عقلا وثوقِ ناشى از مقدمات عقلانى ارزش دارد. اين مقدمات عقلى مىتواند ثقه بودن روات يا مشهور بودن مضمون و يا اتفاقى بودن محتوا باشد. البته، وثاقت روات، شهرت و اجتماع، موضوعيت ندارد؛ بلكه معيار، وثوق عقلايى است. ونيز از اين مقدمات، هماهنگى محتوا با اصول مسلّم اسلامى و قواعد عقلى و شرعى است.[١]
عقلا براى ارزيابى، هم از شيوه نقد سند استفاده مىكنند و هم بر شيوه نقد محتوايى تأكيد دارند. گاهى از قرائن سندى پى به درستى يا نادرستى مىبرند و گاه محتوا، آنان را به اين امر مىرساند. اين دو شيوه بايد با هم مورد توجه قرار گيرد.
در كتب رجال عمدتاً بر شيوه نقد سند تأكيد مىشود. در كتب «مصطلح الحديثِ» اهل سنّت، بر شيوه نقد محتوايى نيز تأكيد شده است.
در كتب «مصطلح الحديث» ى كه عالمان شيعى نوشتهاند، از نقد محتوايى سخنى به ميان نيامده است، جز برخى نوشتههاى عصر حاضر.
خلاصه اين كه كتب رجال شيعه و اهل سنّت، عمدتاً به نقد سندى اختصاص دارد؛ امّا در كتب «مصطلح الحديث» اهل سنّت، نقد محتوايى، پيش از شيعه و بيش از شيعه مورد توجه بوده است. اخيراً برخى عالمان شيعى چون علّامه سيد محمدحسين طباطبايى و علّامه محمدتقى شوشترى، به نقد محتوايى به صورت
[١]. الرافد في علم الأصول، السيد علي السيستاني، ج ١، ص ٢٤- ٢٥.