حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٩٧ - ما و ميراث گذشته
انديشه مؤلف؛
٥. نشان دادن جايگاه و ويژگىهاى اثر در مقايسه با آثار مشابه در همان عصر.
اگر اين كار در هر يك از شاخههاى علوم و نسبت به آثار برجسته انجام شود، تا اندازه بسيار، جريانهاى فكرى درون آن شاخه از دانش را نشان مىدهد و تاريخ تحوّلات آن را نمايان مىسازد و نقطه عطفها را آشكار مىكند.
در مَثَل، اگر در حوزه فقه شيعى، كتابهاى شيخ طوسى (قرن پنجم)، آثار علّامه حلّى (قرن هفتم)، آثار محقّق كَرَكى (قرن دهم) و جواهر الكلام (قرن سيزدهم) تصحيح انتقادى شوند، تطوّرات فقه شيعى برجسته مىگردد و نيز تأثيرهاى متقابل آنها با آثار فقهى اهل سنّت در همان دورهها نشان داده خواهد شد.
سه. پالايش انتقادى
در اين مرحله، به نشان دادن كاستىها و سستىها در متون كهن، اهتمام مىشود. اين كار، در متون گزارشى و نقلى به گونهاى است و در متون نظرى يا عقلى به گونهاى ديگر. در مَثَل، وقتى با متنى تاريخى مواجهيم، پالايش، اين خواهد بود كه نقلهاى جعلى و وضعى، بر پايه شواهد و استدلالهاى استوار، نمايانده شوند. چنان كه اين پالايش، در متون فقهى، به كنار نهادن فروع نادر و از رونق افتاده و مثالهايى كه واقعيت خارجى ندارند و... خواهد بود.
به تعبير ديگر، پالايش، شامل اين موارد مىشود:
١. شناسايى مطالب جعلى و خلاف واقع؛
٢. شناسايى مَثَلها، فروع و تقسيم بندىهاى نادر و از رونق افتاده؛
٣. شناسايى تداخلها و خَلطهاى نابهجاى علوم؛
٤. شناسايى ابواب، فصول، موضوعات و مطالب ابطال شده و يا منتفى گرديده؛
٥. شناسايى استدلالهاى سست؛