حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٩٥ - ما و ميراث گذشته
ما و ميراث گذشته[١]
ميراث فكرى هر فرهنگ و جامعه، هويّت و چيستى آن است. آدمى را نمىتوان از گذشته فرهنگىاش تُهى ساخت، كه ديگر توان روييدن و بالندگى نخواهد داشت.
بى اعتنايى به ميراث و آن را حفّارى در كوير تلقى كردن، نوعى ناپختگى و خامى است. رمز رونق و پيشرفت جوامع امروزى، در پشت پازدن آنها به ميراث گذشته نيست؛ بلكه در نقد و بالندهسازى آن نهفته است.
امروزه، نه تنها به ميراث مكتوب كُهنْ بها داده مىشود؛ بلكه سنگ نبشتهها و ديگر آثار به جاى مانده نيز نگهدارى و مورد مطالعه قرار مىگيرند.
با اين همه، كاستى و خامى است كه همه راه آينده را در ميراث كهن بجوييم و خود را از تفكّر و شناخت واقعيّت نوين و دانشها و معارف نو محروم سازيم.
اگرچه نسخههاى خطّى و دست نوشتهها، تنها ميراث ما نيستند؛ امّا به هر روى، بخش عظيمى از آن را تشكيل مىدهند و ما در برابر اين بخش از ميراث خود، بويژه در هر گونه طرح يا اقدامى براى احياى ميراث اسلامى، چند رسالت بر عهده داريم:
يك. حفظ و نگهدارى
دو. تصحيح و احيا
[١]* اين مقاله، پيش از اين، در ميراث حديث شيعه( دفتر پنجم) منتشر شده است.