حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣١٦ - نوروز در روايات اسلامى
است.[١]
روشن است كه لباس شهرت در هر جامعهاى با آداب و رسوم همان جامعه مشخّص مىگردد.
٩. ارجاع مسائلى چند به عُرف، گواه ديگرى بر اين موضوع است: مقدار نَفَقه، استطاعت[٢]
در حج[٣]
و زكات[٤]
و ....
اين شواهد، گواهى مىدهند كه آيين اسلام، به محو همه سنّتها توصيه نمىكند؛ بلكه آنچه را كه خير و صلاحى در پى دارد، و يا اين كه مفسدهاى به دنبال ندارد، مىپذيرد و جز آن را طرد مىكند كه مىتوان از اين نمونهها نام بُرد:
١. سنّتى كه نشانگر يك آيين باطل باشد. حرمت حمل و ساخت و نگهدارى صليب، از اين قبيل است.[٥]
رسول خدا وقتى عَدىّ بن حاتم را ديد كه صليب به گردن دارد، فرمود: «اين بت را كنار بگذار».[٦]
٢. سنّتى كه ترويج خُرافه باشد. حليمه سعديه، وقتى در كودكىِ پيامبر صلى الله عليه و آله، خواست مهرهاى به بازوى رسول خدا ببندد، با اعتراض پيامبر صلى الله عليه و آله رو به رو شد.
رسول خدا فرمود: «خداوند، نگهدار ماست و از اين مهره، كارى ساخته نيست».[٧]
٣. سنّتى كه با احكام شرعْ ناسازگار باشد. پيامبر صلى الله عليه و آله با زينب، همسر زيد (پسر خوانده خود) ازدواج كرد تا نشان دهد اين سنّت جاهلى كه: «نمى توان با زنِ پسر خوانده ازدواج كرد»، غلط است.[٨]
[١]. بحارالأنوار، ج ٧٠، ص ٢٥١.
[٢]. جواهر الكلام، ج ١٦، ص ٥٩.
[٣]. نظرية العرف، ص ٩٦.
[٤]. شرح اللمعة، ج ١، ص ٣٠٨.
[٥]. تحريرالوسيلة، ج ١، ص ٤٩٦.
[٦]. بحارالأنوار، ج ٩، ص ٩٨.
[٧]. فروغ ابديت، ج ١، ص ٣٣.
[٨]. بحارالأنوار، ج ٤٣، ص ٢٣٤.