حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٧٠ - فرضيه اى شايسته بررسى
دو. يكى از دسيسههاى بنىاميه جعل احاديث براى مشوَّهساختن خاندان پيامبر يا كتمان فضايل آنان است. اين مطلب را بسيارى از محدّثان و مورّخانْ گوشزد كردهاند، و در اينجا به ذكر چند شاهد اكتفا مىشود:
ابن كثير نوشته است:
معاويه در نامهاى به ابوالحسن، فضيلتهاى بسيارى براى خود برشمرد كه: پدرم در جاهليت آقايى داشت و خودم در اسلام، سمت پادشاهى يافتهام؛ من داماد پيامبر و دايى مؤمنان و كاتب وحى هستم.
اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود:
فرزند هند جگرخوار با فضايلش بر من فخر مىفروشد؟ اى غلام! بنويس:
محمّد، پيامبر خدا، برادر و پدرزن من است، و حمزه، سيد شهيدان، عموى من.
جعفر كه صبحگاهان و شامگاهان با فرشتگان پرواز مىكند، پسر مادر من است، و دختر محمّد، همسر من است كه گوشت او با گوشت و خون من عجين شده و نوادگان احمد، فرزندان من هستند. كداميك از شما به اندازه من سهم داريد؟ برهمه شما در پذيرش اسلام، پيشى گرفتم و در كودكى و پيش از بلوغ به اسلام گرويدم.
معاويه وقتى اين نامه را ديد، گفت:
اين نامه را پنهان داريد. مبادا اهل شام، آن را بخوانند و بهسوى پسر ابوطالب گرايش پيدا كنند.[١]
ابن ابى الحديد نيز مىنويسد:
معاويه حَجّاج را به حكومت گمارد و عابدپيشههاى ظاهرالصلاح به دشمنى على عليه السلام و دوستى دشمنان او رو كردند و در فضايل دشمنان على عليه السلام و منقصتها در دشمنى با على روايتها ساختند.[٢]
ايشان از امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه بر ما ستمها رفت و چه بسيار ظلمها كه از قريش كشيديم؛ تا آنجا كه مىفرمايد:
[١]. ابن كثير، البداية و النهاية، ج ٨، ص ٩- ٨.
[٢]. ابن ابىالحديد، شرح نهج البلاغة، ج ٣، ص ١٦.