حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٢٢ - شيوه هاى ارزيابى اسناد
٢- قبول از راويان برجسته
اگر حضرت امام خمينى رحمه الله مطلبى را از اوايل دوره قاجار نقل مىكردند، عقلا نمىپرسيدند «مروىّ عنه» ايشان چه كسى است و آيا در كتب رجال، توثيق شده است يا نه. هيچ يك از اين سؤالها به ذهن شنوندگان نمىرسيد و خبر را قبول مىكردند.
همين مطلب، درباره يك مرجع تقليد برجسته نيز صادق است. يك رهبر سياسى مورد قبول مردم و يك مصلح اجتماعى نيز از چنين حيثيتى برخوردار است.
سبب اين امر، عبارت است از اين كه نزد عقلا چنين ناقل برجستهاى كه از قدرت تميز بين اخبار درست و نادرست برخوردار است، و در نقل قولها به هر سخنى تكيه نمىكند، خود، معيار ارزيابى است كه راويان قبل از او مورد مداقّه قرار نگيرند.
بلى؛ اگر محرز شد كه منبع نقل چنين راوى، غير قابل اعتماد است و اين راوى برجسته در اين نقل خاصْ دچار اشتباه شده است، از اين قاعده عُقلايى مستثنى خواهد بود. به تعبير ديگر، معناى عقلايى بودن در اينجا، اين است كه اصل اوّلى، قبول خبر آنهاست، مگر خلافش ثابت شود، يا اشتباه بيش از اندازه متعارف داشته باشند، كه در اين دو مورد، قابل قبول نيست. و اين خود، امرى عقلايى است.
اما اشتباه اندك، مثل اين كه راوى برجسته در دو يا چند مورد از راوى كذّابى نقل حديث كند، به اعتبار و ارزش او لطمه نمىزند؛ مثلًا صفوان كه چند هزار حديث نقل كرده، اگر در دو مورد از راوى كاذبى نقل كرد، ديگر نقلهايش را از ارزش نمىاندازد. در اين باره در پايان بحث، سخن خواهيم گفت.
با اين مقدمه، به نظر ما «اصحاب اجماع» در كتب رجال، يا همان رواتى كه «لايَروون ولا يُرسلون إلّاعن ثِقة»، مصداق همين قاعده عقلايىاند.