مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٥٢٩ - فصل دوم در صفت عقل
(١) (١٤٨٠) ١٤- از امام رضا ٧ پرسيدند: عقل چيست؟ فرمود: فرو خوردن غم و غصّه، و زيركى نمودن با دشمنان، و سازش با دوستان.
(٢) (١٤٨١) ١٥- امير مؤمنان ٧ فرمود: سينه عاقل صندوق راز اوست، بىنيازى همچون عقل، و فقرى همانند جهل، و ميراثى مثل ادب نيست، اگر خبرى شنيديد روى آن تعقّل كنيد، آن را بسنجيد نه اينكه نقلش كنيد، زيرا راويان علم زيادند و متفكّرين اندك.
هيچ ثروتى استوارتر از عقل نيست، و عقلى مانند تدبير نيست، عاقل بايد در سه چيز الگو باشد: اصلاح معاشش، تفكّر در معادش، كسب لذّت غير حرام، خداوند به هيچ انسانى عقل را وديعه نداد، مگر اينكه يك روز آن را بگيرد.
(٣) (١٤٨٢) ١٦- از پيامبر خدا ٦ پرسيدند: عقل چيست؟ فرمود: عمل نمودن به طاعت خدا، و عملكنندگان به طاعت خدا همان عقلايند.
(٤) (١٤٨٣) ١٧- رسول خدا ٦ فرمود: خداوند تبارك و تعالى عقل را از نورى كه در گنجينه دانش پيشينه خود پنهان بود، و هيچ پيغمبر مرسل و فرشته مقرّبى بدان دسترسى نداشت؛ آفريد، سپس دانش را جان آن، و فهم را روان آن، و پارسايى را سرش، و شرم را دو چشمش، و حكمت را زبانش، و مهربانى را همّتش، و دلسوزى را قلب آن قرار داد.
بعد از آن به وسيله ده چيز پر و تقويت نمود، و آنها را به منزله امعاء و احشاء آن قرار داد: به يقين و ايمان و راستى و متانت و اخلاص و مدارا و بخشش و قناعت و فرمانبردارى و صبر، سپس به او فرمود: عقب برو! عقب رفت، بعد فرمود: جلو بيا! جلو آمد، بعد فرمود: سخن بگو، گفت: ستايش مخصوص پروردگارى است كه نه ضدّى دارد و نه همتايى و نه شبيهى و نه همسرى و نه هم شأنى و نه نظيرى، آنكه همه چيز در برابر بزرگيش سر تعظيم فرود آورده، سپس خداى تبارك و تعالى فرمود: به عزّت و جلالم سوگند، آفريدهاى را بهتر و فرمان برتر و والاتر و شريفتر و گرامىتر از تو نيافريدم، به وسيله تو به يگانگى شناخته و پرستيده شدم، و به وسيله تو خوانده شوم، و به وسيله تو محل اميد (مردم) باشم، و به واسطه تو از من بترسند و بر حذر باشند و پاداش و كيفر نيز به دليل وجود تو مىباشد، عقل از اين سخنان كرنش نمود و به سجده افتاد، و سجدهاش هزار سال طول كشيد.