مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٣٠٥ - فصل دوازدهم در عمل به سنت و معنى قرآن و ملحقات آن
(١) (٧٩٩) ٩- امام صادق ٧ فرمود: هر چيزى به سوى كتاب خدا و سنت برگردانده مىشود، هر حديثى كه موافق كتاب خدا نبود باطل است.
(٢) (٨٠٠) ١٠- امام باقر ٧ فرمود: قلب از جاى خودش حركت مىكند و تا به حق نرسيده به حنجره مىرسد، هر گاه به حق رسيد آرام مىگيرد، سپس حضرت انگشتانش را جمع كرده و اين آيه را تلاوت فرمود: (هر كه را خداوند اراده كند كه هدايتش كند سينهاش را براى اسلام وسعت دهد، و هر كه را اراده كند كه گمراهش سازد سينهاش را تنگ و سخت مىكند).
(٣) (٨٠١) ١١- امام باقر ٧ فرمود: سنت قياس نمىشود، چگونه سنت قياس شود در حالى كه زن حائض روزهاش را قضا مىكند و نمازش را قضا نمىكند.
(٤) (٨٠٢) ١٢- امام صادق ٧ از پدران بزرگوارش از على ٧ نقل كند كه فرمود: براى هر امر حقّى حقيقتى است، و بر سر هر امر درستى نورى موجود است، به آنچه موافق قرآن است عمل كنيد و آنچه را مخالف سنت رسول خدا ٦ است تركش نمائيد.
(٥) (٨٠٣) ١٣- امام صادق ٧ فرمود: خداوند رحمت كند كسى را كه از رسول خدا ٦ حديث نقل كند و آن را تكذيب نكند، كه مردم از او كناره بگيرند.
(٦) (٨٠٤) ١٤- امير مؤمنان ٧ فرمود: از رسول خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود: هر گاه حديثى براى شما خوانده شد كه بسيار كمياب و مختلف در عبارت بود، به اندازهاى كه بخشى از آن بخش ديگر را تكذيب كند، [يعنى متناقض باشد] از من نيست، و من آن را نگفتهام، گرچه گفته شود او گفته.
و هر گاه حديثى نزد شما آوردند كه بعض آن بعض ديگر را تصديق مىنمود، آن حديث از من است و من آن را گفتهام، و هر كس هم مرا در زمان مرگم ببيند، مثل اين است كه مرا در زمان حياتم ديده، و هر كه مرا زيارت كند من شاهد او هستم و روز قيامت برايش شهادت مىدهم.
(٧) (٨٠٥) ١٥- امام صادق ٧ به محمّد بن مسلم فرمود: اى محمد! هر روايتى كه نزد تو آوردند چه از شخص درستكار باشد و چه بدكار اگر با قرآن موافق بود به آن عمل كن، و روايتى را كه نزد تو آوردند كه چه از شخص درستكار باشد چه بدكار اگر مخالف قرآن بود به آن عمل نكن.
(٨) (٨٠٦) ١٦- امام باقر ٧ ضمن حديثى طولانى در تفسير (المص) در روايت لبيد فرمود: هر كه گمان كند كه كتاب خداوند ابهام دارد هلاك شده، سپس كمى صبر كرد و فرمود: الف يك است، لام سى است، و ميم چهل است، و صاد نود. پرسيدم: اين عدد صد و شصت و يك است، فرمود: اى لبيد! هر گاه داخل سال صد و شصت و يك شدى خداوند سلطنت قومى را مىگيرد.