مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٧١ - فصل يازدهم در تقيه
(١) (١٧٦) ٥- ابو بصير گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم: چه مىشود شما هم مانند على ٧ كه اصحابش را به اسرار خبر مىداد ما را خبر دهى؟ فرمود: به خدا راست مىگويى، ولى تو يك خبر را به من نشان بده كه من به تو گفتهام و تو آن را پنهان داشتهاى. ابو بصير گويد: به خدا قسم حتى يك حديث سراغ ندارم كه آن را پنهان كرده باشم.
(٢) (١٧٧) ٦- امام صادق ٧ فرمود: مورد تقيه هنگام اضطرار و ناچارى است، و تقيهكننده خود داناتر به مورد تقيه است؛ زمانى كه گرفتار آن مىشود.
(٣) (١٧٨) ٧- امام باقر ٧ فرمود: تقيه براى جلوگيرى از خونريزى و حفظ جان انسانها است. هر گاه خونى ريخته شد ديگر جاى تقيه كردن نيست.
(٤) (١٧٩) ٨- ابو بصير گويد: از امام صادق ٧ در باره احاديث كثير پرسيدم، فرمود: آيا چيزى از آنهائى را كه به تو گفتم پنهان داشتهاى كه بقيهاش را برايت بگويم؟
چون حال مرا ديد، فرمود: امّا آنچه را براى يارانت گفتهاى اشكالى ندارد، افشا كردن به اين است كه غير يارانت را به آنها خبر دهى.
(٥) (١٨٠) ٩- امام صادق ٧ فرمود: فرو نشاندن خشم از دشمن هنگام تسلّط دشمن تقيه مىباشد، و محافظى است براى كسى كه تقيه مىكند، و دورى جستن از افتادن در بلاى دنيوى است.
(٦) (١٨١) ١٠- ابن مسكان گويد: امام صادق ٧ فرمود: به گمانم كه هر گاه در پيش رويت كسى به على ٧ دشنام گويد و تو قدرت داشته باشى بينى آن دشنام دهنده را از بيخ قطع مىكنى! گفتم: آرى بخدا فدايت شوم من و خانوادهام اين چنين هستيم.
فرمود: اين كار را نكن، بخدا قسم چه بسيار شنيدم كه كسى به على ٧ دشنام مىداد در حالى كه بين من و او فقط ستونى بيش فاصله نبود، و من خودم را پشت آن پنهان مىنمودم، و هر گاه نمازم را تمام مىكردم، از كنار او مىگذشتم و بر او سلام مىدادم و با او مصافحه مىنمودم.
(٧) (١٨٢) ١١- امام صادق ٧ در مورد قول خداوند تبارك و تعالى: (پيامبران را بناحق مىكشند) فرمود: بخدا قسم اينها پيامبران را با شمشيرهاى خود نكشتند بلكه اسرار آنها را فاش كردند و موجب كشته شدن آنها شدند.
(٨) (١٨٣) ١٢- امام صادق ٧ فرمود: از پيروان على ٧ به حساب نمىآيد كسى كه تقيه نكند.
(٩) (١٨٤) ١٣- امام صادق ٧ فرمود: كسى كه تقيه نداشته باشد دين ندارد، و تقيه از آنچه ما بين آسمان و زمين است گستردهتر است.