مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٧٠٩ - فصل دوم قرعه
فصل دوم: قرعه
(١) (١٩٢٢) ١- فضيل بن سيار گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم: طفلى متولد شده كه نه علامت مرد دارد، و نه علامت زن، فرمود: در اين مورد بايد امام بر او قرعه اندازد، روى برگهاى نام عبد اللَّه و روى برگه ديگر نام امة اللَّه نوشته مىشود، سپس امام يا قرعه زننده مىگويد:
«پروردگارا! هيچ خدايى جز تو نيست، از نهان و آشكار آگاهى، تو روز قيامت بين بندگانت در اختلافاتشان حكم مىكنى، امر اين نوزاد را براى ما روشن گردان تا آنچه را در كتابت واجب نمودهاى از ارث به او بدهيم»، فرمود: سپس اين دو را در ميان چند اسم نامشخص قرار داده و مخلوط مىكنند، هر كدام از آن دو در آمد سهم ارثش را مىدهند.
(٢) (١٩٢٣) ٢- يكى از اصحاب ما از امام صادق ٧ در باره مسألهاى پرسيد، امام فرمود: اين مطلب با قرعه مشخص مىشود، سپس فرمود: كدام حكم از قرعه عادلتر است، هر گاه مطلب به خداوند واگذار شود؟ مگر خداوند در قرآن نفرموده: (آنان قرعه زدند و يونس جزء غرقشوندگان قرار گرفت)؟