مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٧ - فصل اول در توحيد
(١) (١٠) ١٠- ابن عبّاس گفت: مرد عربى از رسول خدا ٦ پرسيد: اى رسول خدا! به من نكات غريب و مشكل علم را بياموز، فرمود: تو در مورد اصل علم چه مىدانى كه از مشكلات آن مىپرسى؟ اعرابى گفت: اى رسول خدا! اصل علم چيست؟ فرمود: شناخت خدا آن طور كه حقّ شناخت اوست. اعرابى گفت: شناخت واقعى و حقيقى خداوند چگونه است؟ فرمود:
به اين است كه: خدا را بدون مثل و شبيه و همتا بشناسى، و اينكه او يگانه و يكتاست، در ظاهر و باطن وجود دارد، آغاز است و فرجام، نه همتا دارد و نه مانندى، اين است حقّ شناخت او.
(٢) (١١) ١١- فضل بن يحيى گفت: از امام كاظم ٧ از چيزى از صفت (توحيد) پرسيدم، ايشان فرمود:
از آنچه كه در قرآن است تجاوز نكن، خداوند متعال مىفرمايد: (اگر در آسمان و زمين آلههاى غير از خدا بود هر آينه آسمان و زمين فاسد مىشدند).
(٣) (١٢) ١٢- امام صادق ٧ فرمود: خداى متعال به هيچ چيزى شباهت ندارد و هيچ چيزى هم به او شبيه نيست، و هر چه در وهم و خيال آيد او بخلاف آن است.