مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٦١٧ - فصل ششم در بيان گرفتارى و امتحان مؤمن
(١) (١٦٩٢) ٤- امام صادق ٧ فرمود: خداوند فرشتهاى را به سوى زمين فرستاد، او مدتى طولانى در زمين توقف كرد، سپس به طرف آسمان بازگشت، از او پرسيده شد: چه ديدى؟ گفت:
شگفتيهاى بسيارى ديدم، و از عجيبترين مشاهداتم كسى بود كه نعمتهاى تو را وارونه مىكرد، رزق و روزى تو را مىخورد و لكن خودش را خدا مىدانست، از جرأت او و بردبارى تو در شگفت شدم، خداوند فرمود: آيا از بردبارى من به شگفت نيامدى؟ من به او چهار صد سال عمر دادم، هرگز مريض نشد، و از دنيا چيزى نخواست مگر اينكه به او دادم، و هيچ تغييرى در غذا و نوشيدنى او ندادم.
(٢) (١٦٩٣) ٥- امام صادق ٧ فرمود: خداوند بنده مؤمن را از آنچه بدش آيد و مؤمن ميل فراوان به آن دارد دور مىكند، همان گونه كه انسان شتر گرى را كه جزء شترانش نيست دور مىكند.
(٣) (١٦٩٤) ٦- امام صادق ٧ فرمود: روزى موسى (صلوات اللَّه عليه) در كنار دريا قدم مىزد، ناگهان صيّادى آمد و جلوى خورشيد سجده كرد و كلمات شرك آميز به زبان آورد، سپس دام خود را به دريا انداخت و آن را پر از ماهى بيرون كشيد، دوباره برگشت و مثل دفعه اول مقدار زيادى ماهى صيد كرد و رفت.
بعد شخص ديگرى آمد، وضو گرفت و به نماز ايستاد، و حمد و ستايش خداوند را بجا آورد، سپس دام خود را به دريا انداخت، ولى چيزى به دامش نيافتاد، بار ديگر دام را در آب افكند و فقط يك ماهى كوچك صيد كرد، خداوند را سپاس گفت و رفت.
در اين هنگام موسى گفت: پروردگارا! بنده كافرت آمد و دامش را سه مرتبه انداخت و لبريز از ماهى بيرون آورد، سپس بنده مؤمنت وضوى كاملى گرفت و نماز خواند و سپاس تو را گفت و تو را خواند، و دامش را سه مرتبه به آب انداخت و فقط يك ماهى كوچك صيد كرد و تو را ستايش كرد و رفت! خداوند به موسى وحى فرمود: به طرف راستت بنگر، موسى نگاه كرد از جلوى ديدگانش حجاب بر طرف شد و جايگاهى را كه خدا براى بنده مؤمنش آماده كرده بود مشاهده نمود، سپس گفته شد: اى موسى! به طرف چپت نگاه كن، چون نگاه كرد پرده حجاب كنار رفت و جايگاه كافر را كه خدا برايش مهيّا نموده بود مشاهده كرد، سپس فرمود: اى موسى! آنچه را نسبت به مؤمن انجام دادم ضررى برايش نداشت، و آنچه را نسبت به كافر نمودم سودى نرساندش، در اين هنگام موسى گفت: پروردگارا! سزاوار است هر كه تو را شناخت به كردارت راضى باشد.