مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٥٩٩ - فصل چهارم در بيان آرامش دل
فصل چهارم: در بيان آرامش دل
(١) (١٦٤٨) ١- امام صادق ٧ فرمود: اگر مؤمنين براى طلب روزى نزد خداى عزّ و جلّ اصرار نمىورزيدند، خداوند آنان را از حالى كه در آن هستند به معيشت تنگترى مبتلا مىكرد.
(٢) (١٦٤٩) ٢- حواريون به حضرت عيسى ٧ از مردم نسبت به خوار نمودنشان و دشمنى كردنشان با آنان شكايت كردند، فرمود: صبر كنيد، مؤمنان هميشه در بين مردم مورد دشمنى هستند، حكايت آنان حكايت گندم است كه طعمى شيرين دارد و دشمنانش بسيارند.
(٣) (١٦٥٠) ٣- امام صادق ٧ فرمود: هر كه دوست داشته باشد كه مشهور شود گمنام گردد، و هر كه دوست بدارد گمنام بماند مشهور شود.
(٤) (١٦٥١) ٤- امام صادق ٧ از رسول خدا ٦ نقل كند كه فرمود: اسلام در آغاز غريب بود، و به زودى به همان حالى كه آغاز شد بر مىگردد، خوشا به حال غريبان، سپس فرمود: آيا مرد صالحى را در قبيلهاى نديدهاى كه در بارهاش مىگويند: فلانى در بين آنان غريب است.
(٥) (١٦٥٢) ٥- حضرت سجاد ٧ فرمود: رسول خدا ٦ به شترچرانى گذر كرد و كسى را فرستاد تا از او شير بخواهد، شتربان گفت: آنچه در پستان شتران است صبحانه قبيله و آنچه در ظرفهاست شام ايشان است، رسول خدا ٦ فرمود: خدايا! مال و فرزندانش را زياد كن.
سپس از كنار گوسفندچرانى گذر كرد، و كسى را فرستاد تا از او شير بگيرد، چوپان گوسفندها را دوشيد و هر چه در ظرف داشت در ظرف رسول خدا ريخت و گوسفندى هم براى حضرت فرستاد، و عرض كرد: همين مقدار نزد ما بود، و اگر بيش از اين هم بخواهى به شما مىدهيم، رسول خدا ٦ فرمود: پروردگارا! او را به قدر كفايت روزى