مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٥٦١ - فصل هفتم در مذمت دنيا
مىگويى؟ گفت: اى روح خدا! آنان لگامهاى آتشين در دهان دارند و در دست ملائك غلاظ و شداد اسيرند، و من در بين آنهايم ولى جزء آنها نمىباشم، ولى چون عذاب فرود آمد مرا هم با آنان در بر گرفت، و من اكنون به مويى از لبه جهنم آويزان شدهام، نمىدانم در آن فرود خواهم آمد، يا از آن نجات پيدا مىكنم؟ عيسى (صلوات اللَّه عليه) رو به اصحابش كرد و فرمود: اى اولياى خدا! خوردن نان خشك با نمك زبر و خوابيدن در زبالهدان اگر به همراه سلامت دنيا و آخرت باشد بهترين سعادت است.
(١) (١٥٥١) ٣- امام صادق ٧ فرمود: منزّه است خدايى كه؛ اگر تمامى دنيا خير بود كسى را كه دوست داشت در آن گرفتار نمىنمود، و اگر تمامش شرّ بود هر كه را مىخواست از آن نجات نمىداد.
(٢) (١٥٥٢) ٤- امام صادق ٧ فرمود: همه بدى در اطاقى نهاده شده و كليدش محبت دنياست، و تمامى خير در خانهاى قرار داده شده و كليدش زهد در دنياست.
(٣) (١٥٥٣) ٥- امام صادق ٧ فرمود: جبرئيل بر رسول خدا ٦ نازل شد و عرض كرد: خدايت سلام مىرساند و مىفرمايد: ريگزارهاى مكه را برايت تبديل به تكههاى طلا مىكنم و از مقامات اخروى هم چيزى كم نمىكنم، رسول خدا ٦ نگاهى به بيابان كرد و عرض كرد: پروردگارا! اگر روزى سير باشم تو را سپاس گويم، و اگر روزى گرسنه باشم از خودت مىخواهم.
(٤) (١٥٥٤) ٦- امام صادق ٧ از رسول خدا ٦ نقل كند كه فرمود: مرا چه به دنيا و من با دنيا چه كار دارم، حكايت من و دنيا حكايت سوارى است كه در روزى گرم به درختى برخورد، و زير سايه آن درخت خواب كوتاهى نموده، سپس كوچ كرده و درخت را واگذاشته.
(٥) (١٥٥٥) ٧- امام صادق ٧ فرمود: در كتاب على ٧ است كه: حكايت دنيا حكايت مارى است كه به نرمى لمس مىشود ولى درونش زهرى كشنده است، مرد عاقل از آن بپرهيزد، و كودك نادان به سويش گرايد.
(٦) (١٥٥٦) ٨- امام صادق ٧ از حضرت باقر ٧ نقل مىكند كه فرمود: حكايت شخص حريص بر دنيا، حكايت كرم ابريشمى است كه هر چه به دور خود پيله مىپيچد خارجشدنش از آن سختتر مىشود، تا بالاخره از غصه مىميرد.