مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٤٨٧ - فصل چهارم در سخاوت و بخل
(١) (١٣٦٤) ٩- امام صادق ٧ فرمود: ابراهيم (صلوات اللَّه عليه) پدر همه مهماننوازها بود، هر وقت كه مهمان نداشت از خانه بيرون مىشد و در خانه را مىبست و كليدهايش را بر مىداشت و دنبال مهمان دارها مىرفت، و در يك شب وقتى به خانه بازگشت، ناگهان مرد يا شبيه مردى را در خانه ديد، فرمود: اى بنده خدا، به اجازه چه كسى وارد اين خانه شدى؟
گفت: به اجازه صاحب خانه- سه مرتبه تكرار كرد- ابراهيم (صلوات اللَّه عليه) مطلب را فهميد و پروردگارش را حمد نمود، مهمان گفت: پروردگارت مرا به طرف بندهاى از بندگانش كه او را دوست خود مىداند فرستاده، ابراهيم گفت: آن خليل را به من بشناسان تا قبل از مرگم خدمتش كنم، گفت: آن خليل خودت هستى، فرمود: به چه دليل؟ گفت:
زيرا تو هرگز از كسى چيزى نخواستهاى، و چيزى از تو خواسته نشده كه جواب ردّ بدهى.
(٢) (١٣٦٥) ١٠- امام كاظم ٧ فرمود: چه زشت است از مردى چيزى بخواهند و او بگويد: نه.
(٣) (١٣٦٦) ١١- مردى از حضرت موسى بن جعفر ٧ در حال طواف پرسيد: جواد كيست؟ فرمود:
سخنت دو معنا دارد، اگر در باره مخلوق سؤال مىپرسى، جواد به كسى گويند كه واجبات خدا را ادا كند، و اگر در باره خالق سؤال كنى، او جواد است چه بدهد و چه ندهد، زيرا اگر به تو چيزى دهد، آنچه را مال تو نيست به تو داده، و اگر هم ندهد، آنچه كه متعلق به تو نيست به تو نداده.
(٤) (١٣٦٧) ١٢- امام رضا ٧ فرمود: سخاوتمند از غذاى مردم مىخورد تا از غذايش بخورند، و بخيل غذاى مردم را نمىخورد، تا غذايش را نخورند.
(٥) (١٣٦٨) ١٣- امام صادق ٧ فرمود: بخيل كسى است كه در سلام كردن بخل بورزد.
(٦) (١٣٦٩) ١٤- على ٧ از فرزندش امام حسن ٧ پرسيد: اى فرزندم، سماحت و بزرگوارى چيست؟
فرمود: بذل و بخشش در هنگام تنگدستى و فراخى.
(٧) (١٣٧٠) ١٥- پيامبر خدا ٦ فرمود: در مسلمان دو خصلت روا نيست: بخل و بد اخلاقى.
(٨) (١٣٧١) ١٦- رسول خدا ٦ فرمود: هرگز بخل و ايمان در دل بندهاى جمع نمىشود.
(٩) (١٣٧٢) ١٧- از امام صادق ٧ پرسيدند: كدام يك از خصلتها برازنده مرد است؟ فرمود: متانت داشتن بدون اينكه مردم بترسند، بخشش بدون عوض خواستن، مشغول بودن به غير مال دنيا.