مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ١٠٣ - فصل پانزدهم در ياد خدا
(١) (٢٧٦) ٢٠- امام صادق ٧ مىفرمايد: خداوند مؤمن را به چيزى سختتر از سه خصلت كه از آن محروم مىباشد گرفتار نفرموده. سؤال شد: آن خصلتها چيست؟ فرمود: همدردى نمودن در آنچه دارد بخاطر خدا، انصاف به خرج دادن از خود، و بسيار ذكر خدا كردن.
سپس فرمود: نمىگويم كه بسيار بگوييد «سبحان اللَّه و الحمد للَّه» ولى ياد خدا كنيد در آنچه حلال كرده و در آنچه حرام نموده.
(٢) (٢٧٧) ٢١- رجاء بن ابي ضحّاك نقل كرد: مأمون مرا فرستاد تا على بن موسى الرّضا ٧ را از مدينه نزد او آورم، او مرا امر كرد كه از راه بصره و اهواز و فارس ايشان را حركت دهم، نه از طريق قم، و مرا امر كرد كه خودم شبانه روز مراقب ايشان باشم تا وى را بر مأمون وارد كنم، و من پيوسته از مدينه تا مرو با ايشان بودم، به خدا قسم كسى را باتقوىتر از او نسبت به خدا نديدم، و كسى را كه بيشتر از او در تمام اوقاتش ذكر خدا گويد؛ نديدم، و نديدم كسى را كه خدا ترستر و پارساتر از او باشد.
(٣) (٢٧٨) ٢٢- پيامبر ٦ فرمود: تمام سخنان بنى آدم به ضررش است نه به نفعش، مگر اينكه امر به معروف يا نهى از منكر كرده باشد، يا ذكر خدا گفته باشد.
و باز مىفرمايد: پروردگارم به من امر فرموده كه سخنم ذكر و سكوتم فكر و نگاه كردنم از روى عبرت باشد.
(٤) (٢٧٩) ٢٣- حضرت على ٧ از قول پيغمبر اكرم ٦ نقل مىكند كه فرمود: سخن بر سه نحوه است:
رابح، سالم، شاجب، اما رابح آن سخنى است كه ذكر خدا باشد، اما سالم همان سكوت است، و اما شاجب آن است كه انسان را در باطل افكند.
(٥) (٢٨٠) ٢٤- امام صادق ٧ فرمود: سه چيز است كه مردم توانايى آن را ندارند: گذشت از خطاهاى مردم، همراهى برادر دينى با برادر خود در مالش، بسيار به ياد خدا بودن.
(٦) (٢٨١) ٢٥- امير مؤمنان ٧ در معناى قول خداوند متعال كه مىفرمايد: (از اهل ذكر سؤال كنيد) فرمود: ما اهل ذكر هستيم.