احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٤٠ - مناظرهاى ديگر از شيخ مفيد رحمة الله عليه
شيعيان بلكه شما ناصبيان مذهب واقعى آنها را به علم ضرورى نمىدانيد آن طورى كه مذاهب اهل حجاز و عراق و فقهائى كه ذكر كردى مىدانيد اگر بگوئى تو مذهب آنها را مىدانى ولى بر خلاف نسبتهائى است كه ما به آنها مىدهيم با اينكه ما عقيده داريم اين حرف دروغ است، ديگر فرقى بين ما و تو نيست زيرا ما ادعا داريم صحت آنچه حكايت مىكنيم از ائمه : به علم ضرورى تو و پيروانت نيز همان را مىدانيد اما مكاره آشكار مىكنيد و اين جاى فرق نيست.
گفت ما مذهب ائمه شما را به اضطرار مىدانيم چون عقايد آنها در بين مذاهب فقها پراكنده است زيرا آنها انتخاب كردهاند گفتار صحابه پيامبر ٦ و تابعين را. پس مجموع اخبار ائمه شما در فتوىهاى فقهاء ما هست.
گفتم همين دليل عينا در مذهب مالك و ابو حنيفه و شافعى موجود است زيرا آنها نيز انتخاب اقوال صحابه و تابعين را كردهاند. بايد ما هم مذهب آنها را به اضطرار ندانيم. با اينكه اگر تو به اين دليل خود را قانع سازى در جوابت مىگوئيم ما علم ضرورى به مذاهب ائمه : نداريم به واسطه اينكه فقهاء نظر و مذهب آنها را در بين مذاهب خود تقسيم كردهاند و معتقد به آنها از روى اخبار و انتخاب شدهاند زيرا گفتار ائمه ما متفرق شده در عقايد فقهاء. به همين جهت علم ضرورى براى ما پيدا نشده.
گفت بسيار خوب، آن طورى كه تو گفتى باشد. پس چرا ما اطلاع نداريم به علم ضرورى از مطالبى كه شما روايت مىكنيد از ائمه خود كه بر خلاف جميع فقها است؟ گفتم آنچه تو به آن اشاره مىكنى نيست مگر اينكه يا از صحابه و يا تابعين نقل شده. گرچه فقهائى كه نام بردى حالا بر خلاف آن فتوى داده باشند به همان دليلى كه قبلا خودت پذيرفتى. براى ما علم ضرورى بوجود نيامده[١] با اينكه تو مدعى هستى كه گفتار ائمه : در اين ابواب بر خلاف ديگران است و آن
[١] آن دليل اين بود كه چون در بين فتوى فقهاء مندرج و مخلوط است، ما علم ضرورى نمىتوانيم پيدا كنيم.