احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٧ - بخش شانزدهم احتجاجهاى موسى بن جعفر
بريهه سخن آن زن را پسنديد و تصميم گرفت فردا پيش هشام برود و فردا صبح پيش هشام رفت ولى ديگر از نصرانيان كسى با او نبود. بريهه به هشام گفت آيا كسى دارى كه سخن او را بپذيرى و مطيع او باشى. هشام پاسخ داد آرى. پرسيد امتيازات و مشخصات او چيست؟ گفت امتيازات نژادى را مىخواهى يا دينى گفت امتيازات نژادى و دينى هر دو را بيان كن. هشام گفت اما از نظر نژاد بهترين نژاد را دارد سرآمد نژاد عرب و برگزيده از قريش و برترين فرزندان هاشم هر كه با او در نژاد به جا آورده شود او را برتر از خود مىيابد چون قريش بهترين قبيله عرب و بنى هاشم باارزشترين قبيله قريشند و بهترين افراد بنى هاشم سرور و سيد آنها است و فرزند سرور و سيد از ديگران بهتر است اين شخص نيز از فرزندان سرور بنى هاشم است. بريهه گفت از نظر دينى برايم توصيف كن.
هشام گفت راه روش او را بيان نمايم يا امتيازات شخصى و طهارت روحى را.
گفت امتيازات شخصى و طهارت روحى را.
هشام گفت معصوم است گناه از او سر نمىزند. سخىّ است بخل نمىورزد.
شجاع است ترس در او راه ندارد، گنجينه علم است و جهل در دانستنيهاى او نيست.
حافظ دين و به پا دارنده واجبات و از عترت انبياء و جامع علوم آنها است هنگام خشم حلم مىورزد و هنگام ستم انصاف دارد و هنگام خوشحالى كمك مىكند.
نسبت به دوست و دشمن انصاف را رعايت مىكند، درخواست بيهوده در باره دشمن خود نمىكند و دوست خويش را محروم نمىنمايد عمل به كتاب خدا مىكند و از عجايب خاندان طهارت جريانها نقل مىكند. حكايت از قول ائمه گرام مىنمايد دليل او قابل رد نيست و جاى سؤال باقى نمىگذارد. در هر مشكلى فتوى مىدهد و هر ظلمت و تاريكى را روشن مىنمايد.
بريهه گفت تمام صفت و مشخصات مسيح را با دلائل و معجزاتش بيان كردى جز اينكه او غير مسيح است. هشام گفت اگر ايمان بياورى راهنمائى خواهى شد و اگر پيرو حق گردى شرمسار نخواهى گشت سپس هشام گفت بريهه! هر حجتى كه