احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٥ - بخش شانزدهم احتجاجهاى موسى بن جعفر
هشام: چه اشكالى دارد كه هر دو پائين بيايند چنانچه با هم آفريدهاند.
بريهه: چگونه شريك هستند با اينكه يك شىء واحدند.
هشام: پس در اسم با هم اجتماع دارند.
بريهه: اين سخن از روى نادانى است.
هشام: اتفاقا سخنى صحيح و درست است.
بريهه: پسر متصل به پدر است.
هشام: برعكس پسر جدا از پدر است.
بريهه: اين كه جدا باشد خلاف معمول مردم است.
هشام: اگر معمول مردم را شاهد و دليل بر ادعاى خود بگيريم من در اين مناظره تو را مغلوب كردهام زيرا معلوم مردم اينست كه پدر وجود دارد قبل از پسر اين معمول را تو قبول دارى؟
بريهه: خير چنين چيزى را نمىپذيرم.
هشام: پس چرا معمول مردم را گواهى مىگيرى در صورتى كه آن را قبول ندارى.
بريهه: پدر و پسر دو اسم است در قدرت قديم.
هشام: هر دو اسم قديم هستند مانند خود پدر و پسر.
بريهه: نه اسمها محدث و آفريدهاند.
هشام: در صورتى كه اين اسمها را پسر آفريده باشد تو پدر را پسر ناميدهاى (چون آفريدگار اسمها است و پسر را پدر اما اگر پدر اين اسمها را آفريده باشد پس او پدر است و پسر هم پدر است در اينجا ابن و پسرى وجود ندارد.
بريهه: پسر اسم روح است وقتى به زمين نزول مىكند.
هشام: پسر وقتى به زمين نيامده چه اسم دارد؟
بريهه: اسم او پسر است چه فرود آيد چه فرود نيايد.
هشام: پس قبل از فرود آمدن اين روح هر دو يكى هستند يا اسم آنها دو تا است.
بريهه: يك روح است.
هشام: مىپذيرى كه بعضى از آن روح ابن باشد و قسمتى از آن اب.