احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠ - بخش اول احتجاج امير المؤمنين
گفت نه گفتند ما را به داناتر از خود معرفى كن آن دو را راهنمائى پيش على ٧ نمود همين كه خدمت آن مولى رسيدند يكى از آنها به ديگرى گفت اين همان كسى است كه در تورات ذكر شده كه وصى اين پيامبر است و خليفه او و شوهر دخترش مىباشد و پدر دو سبط و قائم بحق پس از اوست.
پرسيدند شما چه نسبت با پيامبر دارى گفت او برادر من و من وارث و وصى او هستم و اولين كسى كه به او ايمان آورده و همسر دختر اويم گفتند اين خويشاوندى افتخار آفرين است و قرابت نزديك اين همان صفات ثابت در تورات است حالا بگو ببينم خدايت كجاست؟ فرمود اگر مايليد بگويم به صورتى كه زمان پيامبر شما بوده و اگر مىخواهيد به آن طور كه در زمان پيامبر ما است جواب بدهم. گفتند به آن طور كه زمان پيامبر ما موسى ٧ بوده على ٧ فرمود چهار فرشته از مشرق و مغرب و از آسمان و از زمين آمدند و بهم رسيدند فرشته مشرق به مغربى گفت از كجا مىآئى گفت از نزد خدايم فرشته مغربى به مشرقى گفت تو از كجا مىآئى گفت از نزد خدايم فرشته آسمانى به فرشته زمينى گفت تو از كجا مىآئى گفت از جانب خدايم فرشته زمينى به فرشته آسمانى گفت تو از كجا مىآئى گفت از نزد خدايم.
فرمود اين چيزى بود كه در زمان پيامبر شما موسى ٧ بود اما آنچه در زمان پيامبر ما است گفتار خداوند است در قرآن كريم ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا.
آن دو يهودى گفتند چرا آن دو تو را بجاى خود قرار ندادهاند به آن خدائى كه تورات را بر موسى نازل كرده تو جانشين واقعى پيامبرى صفات تو را در كتاب خود مىيابيم و در عبادتگاههاى خود مىخوانيم تو شايستهترى به اين مقام كه از تو گرفتهاند. فرمود پيش افتادهاند و تأخير انداختهاند حساب آنها در دست خدا است آنها را نگه مىدارند و مىپرسند.
غيبت نعمانى صفحه ٥٣.