احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٤ - بخش ششم بعضى از احتجاجات امير المؤمنين
سؤال بكنم كه پادشاه روم از او پرسيده و گفته است اگر جواب اين مسائل را بدهى به تو خراج مىدهم و گر نه تو بايد به من خراج بدهى. اما معاويه جواب آنها را نمىدانست مرا فرستاده تا از شما بپرسم.
على ٧ پرسيد آن سؤالها چيست؟ گفت: ١- اول چيزى كه در زمين تكان خورد؟ ٢- اول چيزى كه ناله زد در زمين؟ ٣- چقدر فاصله بين حق و باطل است؟ ٤- چقدر فاصله بين مشرق و مغرب است؟ ٥- چقدر فاصله بين آسمانها و زمين است؟ ٦- ارواح مسلمين كجايند؟ ٧- ارواح مشركين كجا؟ ٨- قوس و قزح چيست؟ ٩- اين مجرّه چيست؟ ١٠- به خنثى چگونه ميراث مىرسد؟
امير المؤمنين ٧ فرمود اول چيزى كه بر روى زمين تكان خورد درخت خرما بود و مانند فرزند آدم است كه اگر سر او را ببرند مىميرد وقتى سر خرما را ببرند يك تنه خشك مىماند. اول چيزى كه ناله كرد در زمين وادى بود در يمن و آن اولين زمينى بود كه آب از آن تراويد. بين حق و باطل چهار انگشت فاصله است همان فاصلهاى كه مىگوئى چشمم ديد و گوشم شنيد آنچه را كه نشنيده و بين آسمان و زمين فاصله طول ديد است و دعاى مظلوم و بين مشرق و مغرب يك روز تمام براى خورشيد.
ارواح مسلمين در سرچشمهاى در بهشت جاى دارند به نام سلمى و ارواح مشركين در چاهى قرار دارند از آتش به نام برهوت اما قوس امان براى اهل زمين است از غرق وقتى آن را در آسمان ببينند.
اما مجرّه (روشنائى است كه در آسمان ديده مىشود دو طرف آن را تاريكى فرا گرفته) دربهاى آسمان است كه خداوند آنها را براى قوم نوح گشود بعد آنها را بست و ديگر باز نكرد. اما خنثى بول مىكند اگر ادرار او از آلت مردى خارج شد كه مرد است اگر از آن خارج نشد زن خواهد بود.
معاويه اين جوابها را براى پادشاه روم نوشت. او خراج به معاويه پرداخت و گفت اين جوابها جز از كتاب پيامبر خارج نشده. اين چيزهائى است كه خداوند در انجيل عيسى نازل كرده.
پيرمردى از فزاره گفت على ٧ فرمود از كارهائى كه خداوند به نفع شما انجام داده اينست كه دشمن شما مسائل دينى خود را براى شما مىنويسد.