احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٨١ - بخش ششم بعضى از احتجاجات امير المؤمنين
آنها صد و پنجاه سال و عمر ديگرى پنجاه سال بود؟ فرمود عزير و عزره برادرش بود چون خداوند عزير را صد سال ميراند بعد زندهاش كرد.
از زمينى پرسيد كه يك مرتبه بر آن آفتاب تابيد فرمود آن دريائى بود كه براى بنى اسرائيل شكافت و از انسانى سؤال كرد كه مىآشاميد و غذا مىخورد ولى تغوط ندارد فرمود جنين است و از چيزى كه آشاميد در حالى كه زنده بود و خورد وقتى مرده بود فرمود عصاى موسى است آشاميد موقعى كه در درخت بود تر و تازه و خورد وقتى وسائل سحر و جادوگرى ساحران را بلعيد.
و از زمينى كه در طوفان نوح بالاى آب قرار گرفت فرمود آن محل كعبه است چون آن زمين مرتفع بود.
از تهمت زدهاى كه نه از جن بود و نه انسان فرمود همان گرگى كه برادران يوسف به او تهمت زدند و سؤال كرد از كسى كه به او وحى شد نه جنّ بود و نه انسان فرمود خداوند به زنبور عسل وحى كرد و سؤال از پاكترين سرزمين كرد كه نماز در آن صحيح نيست فرمود پشت كعبه است. سؤال كرد از پيكى كه نه جن بود و نه انسان و نه از ملائكه و شياطين فرمود هدهد اذْهَبْ بِكِتابِي هذا و از برانگيختهاى كه نه جن و نه انسان و نه ملائكه و شياطين بود فرمود او همان كلاغى بود كه خدا او را فرستاد (تا به قابيل كيفيت دفن هابيل را بياموزد) و از جاندارى كه در شكم جاندارى بود كه بين آن دو قرابت و خويشاوندى وجود نداشت فرمود يونس پيامبر كه در شكم ماهى بود. پرسيد قيامت چه وقت است؟ فرمود هنگام مرگ و رسيدن اجل.
گفت عصاى موسى چه بود؟ فرمود گفتهاند به او اربيه و از عوسج بود هفت ذراع طول داشت به ذراع حضرت موسى جبرئيل از بهشت آورده بود براى شعيب.
ابن عباس گفت دو برادر يهودى از امير المؤمنين ٧ پرسيدند يكتائى كه دو ندارد چيست و دو تائى كه سه ندارد تا صد تا كه متصل است در تورات و انجيل مىيابيم و در قرآن شما مىخوانيد؟ فرمود اما واحد خداوند يكتا است قهّار است و شريكى ندارد.
اما دو تا آدم و حوا هستند كه اولين دو تا مىباشند. سه تا جبرئيل، ميكائيل و