احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤٨ - بخش بيستم دستور العملهائى كه حضرت رضا
ترس تكرار به ترجمه آن نپرداختيم. خود مجلسى مىنويسد كه روايت ديگرى هم با سند ديگرى در همين مورد ديدهام كه به جهت تكرار شدن آن را ذكر نمىكند.
توضيح: مجلسى رحمة الله عليه مىنويسد به خط شيخ محمد بن على جبائى ديدم كه از خط شيخ محمد بن مكى به اين صورت نقل مىكند:
كه سيد فقيه اديب نسابه شمس الدين ابو على فخار بن معد، جزوهاى به من داد كه در آن احاديثى مسند وجود داشت. از حضرت على بن موسى الرضا ٧ و سلسله اين نقل را مىرساند به يوسف بن احمد غازى كه مىگويد حضرت رضا ٧ مرا حديث كرد از پدرش از آباء گرام، خود كه نام يكايك آنها را مىبرد تا پيامبر اكرم ٦ كه آن جناب فرمود: ايمان اقرار به زبان و معرفت با دل و عمل به اركان است.
على بن مهرويه گفت كه ابو حاتم محمد بن ادريس رازى از ابا صلت هروى نقل كرد كه اين سند اگر بر ديوانه خوانده شود به هوش مىآيد. شيخ ابو اسحاق گفت از عبد الرحمن بن ابى حاتم رازى شنيدم مىگفت با پدرم در شام بودم. مردى را ديدم كه غش كرده يادم از آن سند آمد، گفتم همين را تجربه نمايم همان سند را بر او خواندم به هوش آمد و گرد و خاك از لباس خود مىافشاند و رفت.
با همين سند از پيامبر اكرم ٦ نقل مىكند كه فرمود: از ما نيست كسى كه با مسلمانى غش بزند يا به او زيان رساند يا با او به حيله رفتار نمايد.
با همين سند فرمود: جبرئيل از جانب خدا پيام آورد كه پروردگارت سلام مىرساند و مىفرمايد كه: يا محمد بشارت بده به مؤمنينى كه عمل صالح انجام مىدهند و ايمان به تو و اهل بيتت دارند به بهشت بهترين پاداش را در نزد من خواهند داشت به زودى وارد بهشت مىشوند.
با همين اسناد مىفرمايد: مثل مؤمن نزد خدا مانند ملك مقرب است و مؤمن در نزد خداوند برتر از ملك مقرب است. كسى محبوبتر نزد خدا نيست از مرد مؤمن توبهكننده و يا زن مؤمن توبهكننده.
با همين سند مىفرمايد: بپرهيزيد از رفت و آمد با سلطان كه دين را از ميان