احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٢ - بخش نوزدهم مناظرات حضرت على بن موسى الرضا
زحمت نمىاندازم اگر اجازه بدهيد ما خدمت شما مىرسيم هيچ زحمتى ندارد براى ما.
حضرت رضا ٧ فرمود: سلام مرا به او برسان و بگو مىدانم منظور شما را من ان شاء الله صبح زود خواهم آمد.
حسن بن محمد گفت وقتى ياسر رفت امام رو به من كرده فرمود: تو عراقى هستى. عراقيان تيز هوش هستند، نظرت چيست در اين اجتماعى كه مأمون تهيه ديده؟ گفتم فدايت شوم مىخواهد شما را امتحان نمايد و بداند معلومات شما چقدر است؟ اما پايهاى نااستوار بنا نموده و بد نظرى دارد. امام ٧ پرسيد بر چه پايهاى كار را بنا نموده؟
گفتم اصحاب كلام و بدعتسازان بر خلاف علماء و دانشمندان هستند. زيرا دانشمندان مسائل غير واقعى را منكر مىشوند ولى متكلمان و اصحاب نظر و مشركان منكر واقعيتها مىشوند و اهل تهمت و نارواگوئى هستند. اگر ثابت كنى خدا يكتا است مىگويند وحدانيت او را براى ما تحقيق كن. اگر بگوئى محمد ٦ پيامبر است مىگويند رسالت او را اثبات نما. بعد شروع به تهمت مىكنند. با اينكه طرف براى آنها استدلال مىنمايد آنقدر مغالطه مىكنند تا شخص حرف خود را پس بگيرد، بايد شما از بحث آنها بپرهيزى.
امام ٧ لبخندى زده فرمود: نوفلى مىترسى كه بر من غلبه كنند؟ گفتم نه به خدا چنين ترسى ندارم. اميدوارم خداوند شما را بر آنها پيروز نمايد ان شاء الله.
فرمود: مىدانى مأمون چه وقت پشيمان مىشود؟ گفتم آرى. فرمود: وقتى بشنود كه با اهل تورات به وسيله توراتشان و با انجيليان با انجيل خود آنها و با اهل زبور به وسيله زبور و با ستاره پرستان با زبان عبرى و با زردشتيان به زبان فارسى و با روميان با زبان رومى و با مذهبشناسان مختلف به زبان خودشان استدلال نمايم. وقتى همه را مغلوب نمايم و استدلالشان را باطل كنيم و حرف خود را پس بگيرند و سخن مرا بپذيرند، آن وقت مىفهمد كه مسندى كه بر آن تكيه نموده استحقاق ندارد در اين موقع پشيمان مىشود و لا حول و لا قوة الّا باللَّه العلى العظيم.