احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٥ - بخش هفدهم اخبارى كه على بن جعفر از برادر خود موسى بن جعفر
پرسيدم از حائض؟ فرمود: نيم خورده او را مىتوان خورد ولى وضو از آن نمىگيرد.
پرسيدم آيا بر بنده زكات مىتوان داد؟ فرمود: نه.
پرسيدم از كسى كه به مكه نرفته آيا از زكات مىتوان خرج حج او را داد؟
فرمود: آرى، اهل مكه نبايد مانع حاجىها بشوند از ورود به خانههايشان.
از اين آيه پرسيدم اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً* پرسيدم اگر كسى دويست بار ذكر بگويد كثير گفته؟ فرمود: آرى.
پرسيدم از خوابيدن بعد از صبح. فرمود: نه تا وقتى خورشيد طلوع كند.
گفت صحبت از انگشترى شد، فرمود: وقتى غسل مىكنى آن را تكان بده از جايش، اگر فراموش كردى تا به نماز ايستادى نمىگويم نمازت را دو مرتبه بخوان.
صحبت از ذو القرنين شد كه بنده بود يا پادشاه؟ فرمود: بندهاى بود كه خدا را دوست داشت خداوند هم او را دوست مىداشت و خيرخواه خدا بود، خدا هم خير او را مىخواست.
پرسيدم از اختلاف در قضاوت كه از امير المؤمنين ٧ نقل شده در چيزهائى كه آن جناب نه امر به آن كرده و نه نهى از آنها كرده جز اينكه خود و فرزندانش را از آن نهى نموده. پرسيدم چنين چيزى چگونه امكان دارد؟ فرمود: يك آيه حلال كرده و آيه ديگر حرام نموده، گفتم چنين چيزى ممكن است مگر به اين صورت كه يكى از دو آيه ناسخ ديگرى باشد يا هر دو آيه محكم هستند و بايد به آنها عمل شود؟ فرمود: توضيح داده وقتى خود و فرزندانش را نهى نموده. گفتم پس چرا براى مردم توضيح نداده فرمود: ترسيده كه اطاعت نكنند اگر امير المؤمنين ٧ مسأله خلافت برايش استوار مىشد و پاهايش محكم مىگشت، تمام كتاب خدا را به پا مىداشت و حق را اقامه مىنمود، امام حسن و امام حسين پشت سر مروان نماز خواندند ما نيز با آنها نماز مىخوانيم.
پرسيدم شخصى كه از شما تفسيرى را نقل مىكند يا روايتى را در مورد قضاء يا طلاق يا چيزى ديگر كه تاكنون نشنيدهايم از قبيل مناسك يا مشابه آن بىآنكه