احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٦ - بخش شانزدهم احتجاجهاى موسى بن جعفر
قبله و پشت به قبله نباشى، آنگاه هر جا خواستى قضاى حاجت مىكنى.
از جملات و سخنان اين كودك سخت به حيرت ماندم. پرسيدم اسم تو چيست؟ گفت من موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالبم.
پرسيدم پسر جان معصيت از كيست؟ گفت گناه از سه حالت خارج نيست:
يا از خدا سر مىزند كه از او هرگز نيست، در اين صورت صحيح نيست خداوند بنده خود را عذاب كند براى كارى كه نكرده و يا از بنده و از خدا دو نفرى انجام دادهاند در صورتى كه چنين نيز نيست. در اين صورت هم نبايد شريك قوى شريك ضعيف را ستم نمايد و يا از خود بنده است كه واقع مطلب همين است. اگر خداوند ببخشد، به جور و كرم خويش بخشيده و اگر كيفر نمايد، به واسطه خطاى بنده و انحراف او است.
ابو حنيفه گفت از همان جا برگشتم. ديگر موفق به ملاقات امام صادق ٧ نشدم و به همان حرف كه از آن كودك شنيدم بىنياز شدم.
همين خبر از كنز الفوائد كراجكى نقل مىشود به مختصر اختلاف كه در آخر آن اين اشعار را امام موسى بن جعفر ٧ مىخوانند:
|
لم تخل افعالنا اللاتى نذم بها |
احدى ثلاث معان حين ناتيها |
|
|
اما تفرد بارينا بصنعتها |
فيسقط الذم عنا حين ننشيها |
|
|
او كان يشركنا فيها فيلحقه |
ما سوف يلحقنا من لائم فيها |
|
|
او لم يكن لإلهي في جنايتها |
ذنب فما الذنب الا ذنب جانيها |
|
ترجمه اشعار خلاصهاى از همان توضيحات سابق است.