احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٧ - بخش هفتم تعليماتى است كه امير المؤمنين
اگر نمازگزار بداند چقدر از جلال خدا او را فرا گرفته خوشش نمىآيد سر از سجده بردارد.
بپرهيزيد از به تأخير انداختن كارها فورى انجام دهيد وقتى امكان پذيرفت هر چه روزى شما باشد به زودى مىرسد با ضعفتان و هر چه به ضرر شما باشد نمىتوانيد با حيله دفع كنيد.
به كار خوب امر كنيد و از كار بد باز داريد و بر آنچه به شما مىرسد صبر كنيد.
چراغ مؤمن شناخت حق ما است. بدترين كورى، كورى از فضل ما است و عداوت پيشه كردن با ما بدون سابقه خطائى كه نسبت به او از ما سرزده باشد. ما او را دعوت به حق مىكنيم ديگران به فتنه و دنيا او را دعوت مىكنند سخن آنها را مىپذيرد و با ما طريق دشمنى و بيزارى مىسپرد. در اختيار ما پرچم حق است هر كه در سايه او قرار گيرد نگهدارى مىكند از او و هر كه بر آن پرچم سبقت گيرد رستگار مىشود و هر كه كنارهگيرى كند هلاك مىشود و هر كه به آن تمسك جويد نجات يابد. من ياور مؤمنين و مال ياور تاريكى است به خدا سوگند مرا دوست نمىدارد مگر مؤمن و دشمن نمىدارد مگر منافق.
وقتى با برادران خود برخورد كرديد مصافحه كنيد اظهار خوشحالى و شادى كنيد كه با اين كار وقتى از هم جدا شويد تمام گناهانتان از بين رفته است. هر كدام عطسه زديد آن ديگرى برايش دعا كند بگوئيد
(يرحمكم الله)
خداوند مىفرمايد وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها.
مصافحه كن با دشمنت اگر چه دوست نداشته باشد اين كار را. چيزى كه خداوند به آن امر كرده ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ.
مكافات نكردى دشمن خود را به چيزى شديدتر از اينكه ببيند تو خدا را اطاعت مىكنى در مورد او و براى تو همين بس كه مشاهده كنى دشمنت عمل به معصيت مىنمايد. دنيا دست به دست مىگردد بهره خود را از آن بگير به نيكوترين وجه جستجو و طلب تا دولت تو برسد.