احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٢١ - استدلال در مورد شفاعت
مطلب آن را يكى از گول خوردگيها قرار دادهاى. تو گرچه غير عرب هستى در اصل اما عربى زبانى و درك صحيح دارى. ظاهر آيه در مورد كفار است كه مخفى بر اشخاص عادى نيست چه رسد به ديگران. زيرا خداوند در حكايت از گروهى نقل مىكند كه در باره خدايان خود مىگويند و در خطاب به آن خدايان مىگويند إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ خودشان اعتراف به شرك خدا مىكنند سپس مىگويند وَ ما أَضَلَّنا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ و قبل از آن سوگند ياد مىكنند و مىگويند تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ جناب ابو القاسم آيا كسى از مخالفان خود را سراغ دارى در ارجاء و شفاعت معتقد باشند كه شفاعت شامل بتپرستان هم مىشود و كافران به پيامبران : تا استدلال استاد خود را به اين آيه مستحسن شمارى بر مشبهه و مجبره و پيروان مذهب آنها از عامه.
اگر ادعاى اطلاع از اين مطلب بنمائى كه تجاهل كردهاى و اگر خيال كنى وقتى شفاعت كفار باطل باشد در باره فساق نيز باطل است قياسى بىمورد كردهاى از آن قياسها كه ابو حنيفه گفته است البول في المسجد احيانا احسن من بعض القياس ادرار كردن در مسجد بعضى وقتها بهتر از بعضى قياسها است.
چگونه چنين گمان دارى به اينكه فقط اظهار نظر را در مورد آيه نقل كردى ولى كيفيت استدلال را بيان نكردى و گمانى كردهاى كه استدلال در آيه ظاهر است يك غفلت بزرگى است كه از تو سرزده با اينكه قياس بر مدار علل و معانى صحيح است نه بر صورتها و الفاظ و باطل بودن شفاعت در مورد كفار. اگر كسى مدعى شود به صريح قرآن لازم مىگردد كه شفاعت فساق نيز باطل نباشد مگر به وسيله صريح قرآن يا قول پيامبر كه شبيه قرآن است و در رد استدلال. وقتى چنين چيزى وجود نداشت قياس باطل است با اينكه توضيح داديم كه تو منظورت قياس نبوده، متمسك به ظاهر قرآن شدى و غفلت تو را در اين مورد گوشزد كرديم. پيروان تو دقت كنند و اين مطلب را به روايت نگه دارند.
با اينكه از حضرت باقر ٧ نقل شده كه فرموده است: در اين آيه دليل شفاعت وجود دارد به اين تقريب كه اگر جهنميان در روز قيامت مشاهده نكنند كه