احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٠ - بخش نوزدهم مناظرات حضرت على بن موسى الرضا
حضرت رضا فرمود: يهودى! مىدانى كه موسى بن عمران وصيت كرد بنى اسرائيل را و به آنها گفت به زودى پيامبرى خواهد آمد از برادرانتان، او را تصديق كنيد و حرفش را بشنويد براى بنى اسرائيل برادرى جز فرزندان اسماعيل سراغ دارى؟
اگر آشنا به خويشاوندى اسرائيل يا اسماعيل هستى و نژادى كه بين آنها است از طرف اسماعيل.
راس الجالوت گفت اين گفتار موسى است، رد نمىكنيم. حضرت رضا ٧ فرمود: آيا از برادران بنى اسرائيل پيامبرى جز حضرت محمد ٦ آمده است؟ گفت نه. فرمود: پس اين مطلب قبول است در نزد شما؟ گفت آرى، ولى مايلم از تورات شاهدى براى آن بياورى.
حضرت رضا ٧ فرمود: تو منكرى كه تورات مىگويد: نور از كوه طور سيناء آمد و درخشيد براى ما از ساعير و آشكار شد براى ما از كوه فاران. راس الجالوت گفت اين كلمات را آشنا هستم اما تفسير آنها را نمىدانم. امام ٧ فرمود: من براى تو توضيح مىدهم. اين سخن كه آمد نور از طرف كوه طور سيناء، اين همان وحى است كه خداوند بر موسى بن عمران در كوه طور سيناء نازل كرد و اما اين كه: درخشيد براى ما كوه ساعير همان كوه است كه خداوند به عيسى بن مريم وحى نمود و او در آن كوه بود و اما اين گفته: آشكار شد بر ما از كوه فاران فاران كوهى از كوههاى مكه است كه يك روز با مكه فاصله دارد. شعياى نبى در مورد آنچه در تورات آمده مىگويد: دو سواره را ديدم كه زمين براى آنها روشن شده يكى سوار بر الاغ و ديگرى بر روى شتر. اينك بگو الاغ سوار و شتر سوار كيست؟
راس الجالوت گفت نمىشناسم آنها را، برايم توضيح بدهيد! فرمود الاغ سوار عيسى است اما شتر سوار حضرت محمد ٦ است. اين مطلب را در تورات منكرى گفت نه منكر آن نيستم. سپس فرمود: حيقوق پيامبر را مىشناسى؟
گفت آرى او را مىشناسم. فرمود: آن پيامبر مىفرمايد سخنى را كه كتاب شما نيز شاهد آن است: خداوند بيان را از كوه فاران آورد و آسمانها از تسبيح احمد و امتش پر شده است. سپاهش در دريا حركت مىكند، طورى كه در صحرا حركت مىكند