احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٠ - بخش هفدهم اخبارى كه على بن جعفر از برادر خود موسى بن جعفر
نمىخواهد از او جدا مىشود برايش حلال نيست مگر با مرد ديگرى ازدواج كند اما اگر ترك كرد و تصميم رجوع داشت بعد يك سال گذشت او به رجوع شايستهتر است.
پرسيدم صدقه را وقتى نگرفته جايز است براى صاحبش؟ فرمود وقتى پدر صدقه بر فرزند صغير خود بدهد جايز است زيرا او قبض مىكند براى فرزندش وقتى صغير است. اگر بچه كبير باشد جايز نيست مگر قبض كند.
پرسيدم مردى صدقه داده به مرد ديگرى، اما او هنوز صدقه را تصرف نكرده.
آيا جايز است؟ فرمود جايز است چه تصرف كرده باشد و چه تصرف نكرده باشد.
پرسيدم مردى مالى را كرايه كرده تا مكان معينى از آن محل رد شود و بگذرد.
چهارپا مرد و سقط شد. چه بايد بكند؟ فرمود: اگر از آن محل تجاوز كرده مستاجر و ضامن است.
پرسيدم شخصى چهارپائى را كرايه كرده و به ديگرى واگذار نموده و چهارپا سقط شد و مرد. بر او چيست؟ اگر شرط كرده ديگرى جز او سوار نشود ضامن آن است، اما اگر حرفى نزده چيزى بر او نيست.
پرسيدم شخصى مال سوارى را كرايه كرد. افتاد در چاه و اعضايش شكست. چه بايد بكند؟ فرمود: او ضامن است. بايد مال سوارى را ببندد. اگر گواه آورد كه بسته و محكم نموده چيزى بر او نيست.
پرسيدم شتر مست مىشود و كسى را مىكشد. برادر مقتول شتر را مىكشد. چه بايد بكنند؟ فرمود: صاحب شتر بايد ديه مقتول را بدهد و كشنده شتر بايد قيمت شتر را بپردازد.
پرسيدم مردى در اختيارش كنيزى هست كه متعلق به دو نفر است. يكى از آن دو نفر به او مىگويد من منصرف شدهام كه كنيزم را از تو بگيرم و سهم خود را مىفروشم به ديگرى. سهم خودش را مىفروشد. خريدار مىگويد من كنيزم را مىخواهم. آيا زنش بر او حرام مىشود؟ فرمود: اگر خريدار غير از كسى است كه با او