احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٣ - بخش شانزدهم احتجاجهاى موسى بن جعفر
بخش شانزدهم احتجاجهاى موسى بن جعفر ٧ با ارباب مذاهب و خلفاء و بعضى از مسائل مشكل علمى
توحيد صدوق عليه الرحمة. هشام بن حكم از يكى از جاثليقهاى نصرانى كه هفتاد سال عمر خود را به نصرانيت گذرانده بود به نام بريهه نقل كرد كه در جستجوى اسلام بود و مىخواست كسى را بيابد كه بتواند برايش استدلال نمايد از كتابهاى خودشان و عيسى مسيح را با امتيازاتش بشناسد. با اين خصوصيت حتى بين نصرانيان و مسلمانان و يهودان و مجوس نيز مشهور شده بود، بطورى كه نصرانيان به او افتخار مىكردند و مىگفتند اگر در دين نصرانيت جز بريهه عالمى نباشد همان يك نفر ما را كافى است. اما در عين حال مردى حق طلب و جوياى اسلام بود. زنى به همراه داشت كه او را خدمت مىنمود و سالها با او بود. بريهه به آن زن صفت نصرانيت و دلائل پوشالى آنها را گوشزد كرده بود و او در اين زمينه اطلاعى داشت.
ولى بر خلاف عقيده خود مطلب را مىپوشاند اما پيوسته از رهبران مسلمانان و صلحا و دانشمندان و اهل استدلال مىپرسيد و از رهبر هر گروهى سؤالاتى مىكرد. اما آنچه مىجست پيدا نمىكرد و مىگفت اگر اينها رهبران واقعى باشند بايد از واقعيتها اطلاعاتى داشته باشند. بالاخره مذهب تشيع را براى او توصيف نمودند و هشام بن حكم را براى اين منظور ستودند.
يونس بن عبد الرحمن گفت هشام بن حكم برايم نقل كرد كه روزى من در درب