احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٣ - مناظره حضرت صادق
كنز الفوائد كراجكى: نقل كردهاند كه ابو حنيفه با حضرت صادق ٧ غذا خورد وقتى امام ٧ دست از غذا كشيد گفت الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ* خدايا اين نعمت از تو و پيامبر تو است. ابو حنيفه گفت يا ابا عبد الله آيا با خدا شريك قرار مىدهى؟ فرمود: واى بر تو خداوند در قرآن مىفرمايد وَ ما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ و در جاى ديگر مىفرمايد وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ.
ابو حنيفه گفت به خدا قسم گويا تاكنون در قرآن اين آيات را نخوانده بودم و نه شنيده بودم امام فرمود: من هم خواندهام و هم شنيدهام ولى خداوند در باره تو و امثال تو نازل كرده أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها و در اين آيه مىفرمايد كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ.
كتاب استدراك.
منصور دوانيقى در مجلسى كه پر از جمعيت بود امام صادق ٧ را احضار نمود وقتى امام وارد شد اجازه جلوس داد. مدتى منصور سر به فكر فرو برده بود سپس سر برداشت و گفت يا جعفر! پيامبر اكرم ٦ روزى به پدرت على بن ابى طالب ٧ فرمود: اگر گروهى از امت حرفى كه نصرانيان در باره عيسى گفتند برايت نمىگفتند سخنى در بارهات مىگفتم كه هر دستهاى كه به تو برخورد مىكردند از خاك پاهايت براى شفا برمىداشتند و خود على ٧ فرمود: دو دسته در رابطه با من هلاك شدهاند يكى دوست افراطى و ديگرى كينهتوز افراطى او از عقيده افراطىها در باره خود عذر مىخواهد. سوگند به جان خود ياد مىكنم كه اگر عيسى بن مريم سكوت كند در باره آنچه نصرانيان به او نسبت مىدهند خدا عذابش خواهد كرد. ما مىبينيم آنچه در باره تو مردم معتقدند كه مشتى ياوه و بهتان است. اينكه تو در مقابل آنها سكوت كردهاى و راضى به حرف آنها هستى خشم خدا را برمىانگيزاند. نادانان شام و اوباش كوفه مدعى هستند كه تو عالم دهر و ناموس دوران و حجت خدا و نماينده او و خزينه علم خدائى و ترازوى عدالت و چراغ راهنماى راه تاريكى به سوى فضاى روشنى و خداوند عمل هيچ كس را قبول