احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨ - بخش اول احتجاج امير المؤمنين
فرمود آنچه شما نيز ادعا مىكنيد از الم و المص و الر و المر فهميده نمىشود اگر گفتار من با دليل شما رد شود گفتار شما نيز با دليل من رد مىشود. يكى از سخنوران آنها گفت يا على خوشت نيايد از اينكه گفتار ما را به واسطه نداشتن دليل رد كردى، ادعاى شما نيز دليلى ندارد چه دليلى بر ادعاى خود دارى امير المؤمنين ٧ فرمود نه اين هر دو مساوى نيست ما دليل داريم دليل ما معجزه است بعد رو به شتران يهود نموده فرمود اى شتران گواهى دهيد براى محمد و وصى او. شتران با عجله صدا زدند راست مىگوئى راست مىگوئى اى وصى محمد ٦ اين يهودان دروغ مىگويند.
على ٧ فرمود اين يك نوع شهادت است اى لباسهاى يهودان شما گواهى دهيد براى محمد ٦ و وصى او تمام لباسهايشان به سخن درآمده گفتند ما گواهى مىدهيم يا على كه محمد ٦ پيامبر واقعى است و تو وصيّ او هستى هر مقام و منقبتى او دارد تو نيز قدم جاى قدم او گذاردهاى شما دو نفر از عالىترين نور خدا جدا شدهايد كه به دو صورت مشخص گشتهايد و در فضائل شريك هستيد جز اينكه بعد از محمد ٦ پيامبرى نيست در اين موقع يهودان از سخن باز ماندند بعضى از آنها كه شاهد اين جريان بودند ايمان به پيامبر اكرم ٦ آوردند ولى شقاوت بر يهودان و ساير حاضرين مستولى گشت اين است معنى قول خداوند لا رَيْبَ فِيهِ همان طورى كه محمد ٦ فرمود و وصى او از قول ايشان بيان كرده از قول خداوند جهانيان بعد مىفرمايد هُدىً بيان و شفا است لِلْمُتَّقِينَ براى پرهيزكاران از شيعيان و پيروان محمد و على ٨ بپرهيزيد از آشكار نمودن اسرار خدا و اسرار اولياء خدا و اوصياى حضرت محمد و آنها را پنهان نمائيد و بپرهيزيد از اينكه دانش را از مستحقان آن پنهان نمائيد.
توحيد صفحه ١٧١- ١٧٣.
حضرت باقر ٧ فرمود پيامبر اكرم ٦ دو دوست يهودى داشت كه به حضرت موسى ٧ ايمان داشتند و خدمت پيامبر اكرم