احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٧ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
گفت پس ماهى هم مرده است. فرمود: كشتن ماهى به اين است كه زنده او را از آب بيرون آورند بعد رهايش مىكنند تا بميرد علت آن هم اينست كه داراى خون نيست، ملخ نيز همين طور است.
گفت چرا زنا را حرام كرده؟ فرمود: به واسطه فساد و از بين رفتن مواريث و نابود شدن نژادها زن زناكار نمىداند چه كس او را حامله كرده فرزند نيز تشخيص نمىدهد پدرش كيست ارتباط خويشاوندى وجود ندارد و اين قرابت معروف نخواهد بود. گفت چرا لواط را حرام كرده؟ فرمود: اگر حلال مىبود مردها از زنها بىنياز مىشدند و موجب قطع نسل و تعطيل ازدواج مىشد، مجاز بودن چنين كارى مفاسد بسيار زيادى داشت.
گفت چرا جمع شدن با حيوانات را حرام نموده؟ فرمود: نخواست مرد آب منى خود را ضايع نمايد و با غير هم جنس خود جمع شود. اگر اجازه مىداد هر كس جمع مىشد با همان الاغى كه سوارش مىگرديد در اين كار فساد زيادى بود. به همين جهت سوارى آنها را حلال و جمع شدن با آنها را حرام نمود. براى مردان زنان را آفريد تا با آنها انس بگيرند و آرامش بجويند و آرام بخش لذتهاى جنسى آنها و مادران فرزندانشان باشند.
گفت چرا بايد غسل جنابت كرد، كارى كه كرده حلال بوده، و در حلال كثافتى نيست؟ فرمود: جنابت مانند حيض است. زيرا نطفه خونى است كه محكم نشده و جماع ممكن نيست مگر با حركت شديد و شهوت زياد. وقتى فارغ شد بدن تنفس مىكند و شخص بوى زننده در خود احساس مىنمايد، به همين جهت بايد غسل كند.
با اينكه غسل جنابت امانتى است كه در اختيار بندگان خداوند قرار داده تا آنها را آزمايش نمايد.
گفت اى حكيم! چه مىگوئى در باره كسى كه مدعى باشد اين نظام و تدبير در عالم از ستارههاى هفتگانه است؟ فرمود: احتياج به دليل دارند كه ثابت كند اين جهان بزرگ و كوچك از تدبير ستارگانى است كه خودشان در مدار معينى حركت مىكنند و پيوسته به حركت خود ادامه مىدهند، نه خسته مىشوند و نه ناراحت.