احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧ - بخش اول احتجاج امير المؤمنين
امتش قرآن را در حالات مختلف خود مىخوانند سپس يهودان بر خلاف واقع آن را تحريف مىكنند و بر خلاف توجيه مىنمايند و پيوسته مىخواهند اطلاع حاصل كنند از مقدار زيست اين امت كه خداوند آنها را از چنين اطلاعى محروم نموده يكى از يهودان گفت اگر آنچه محمد مىگويد واقعيت داشته باشد مقدار حكومت او و زيست امتش هفتاد و يك سال است الف يك، لام سى و ميم چهل است.
على ٧ فرمود پس المص را چه مىكنيد كه بر پيغمبر ٦ نازل شده گفتند اين هم صد و شصت و يك سال مىشود فرمود الر را چه مىكنيد كه بر پيغمبر نازل شده. گفتند حالا مىشود دويست و سى و يك سال باز على ٧ فرمود در باره المر چه مىگوئيد گفتند حالا دويست و هفتاد و يك سال.
على ٧ فرمود يكى از اين حروف مقطعه شاهد مدت زيست اين امت است يا همه آنها به اختلاف جواب دادند بعضى گفتند يكى و برخى گفتند همه آنها و بالاخره هفتصد و سى و چهار سال مىشود و بعد قدرت به دست يهودان خواهد افتاد.
على ٧ فرمود آيا كتاب خدا اين مطلب را گفته يا از خود توجيه مىنمائيد بعضى گفتند كتاب خدا ناطق بر اين گفته است و برخى مدعى شدند كه اين ادعاى خود ما است.
فرمود بياوريد آن كتابى را كه چنين مطلبى را بيان كرده نتوانستند بياورند به ديگران نيز فرمود دليل بر ادعاى خود بياوريد گفتند دليل گفتار ما حساب جمل است فرمود به چه دليل چنين حرفى را مىزنيد در اين حروف چيزى نيست كه شاهد گفتار شما باشد اگر كسى مدعى شود كه اين حروف شاهد مقدار زيست و عمر امت حضرت محمد ٦ نيست ولى اين حروف گواه است كه هر كدام از شما به تعداد حساب اين حروف مورد لعنت خدا هستيد يا به مقدار اين حروف شما از درهم و دينار به مردم مقروض مىباشيد يا بگويد اين حروف گواه است كه هر كدام از شما به من مقروض هستيد به مقدار جمع اعداد اين حروف گفتند هرگز آنچه تو مىگوئى از الم و المص و الر و المر فهميده نمىشود.