احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٣ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
حجت بر مردم ثابت گردد و اشتباهى به وجود نيايد.
شيطان يك كلمه از اخبار آسمان را در مورد حوادثى كه براى مردم پيش مىآمد مىشنيد آن را حفظ مىكرد، به زمين مىآمد و بر كاهن القاء مىنمود. از طرف خود كلماتى نيز به آن مىافزود، حق را به باطل مىآميخت. آنچه كاهن درست مىگفت از اطلاعاتى بود كه شيطان از آسمان گرفته بود و آنچه اشتباه مىكرد از مطالبى بود كه شيطان بر آن افزوده بود. از مواقعى كه شياطين از استراق سمع ممنوع شدند ديگر كهانت از ميان رفت. در اين زمان شيطانها به كاهنان وقايعى را كه مردم با يك ديگر گفتگو مىكنند و جريانهائى كه نقل مىكنند مىرسانند. گاهى نيز شياطين به يك ديگر وقايعى كه در جاهاى دور اتفاق افتاده از قبيل سرقت، قتل و يا گمشده مىگويند، آنها نيز مثل انسانها راستگو و دروغگو هستند.
گفت چگونه شيطانها به آسمان بالا مىروند با اينكه آنها نيز مثل مردم هستند در خلقت و جثه براى حضرت سليمان ساختمان مىساختند و كارهائى مىكردند كه انسانها از انجام آن عاجز بودند فرمود: براى سليمان غلظت يافته بودند چنانچه مسخر او نيز بودند اما آنها موجوداتى رقيق (گازى شكل) هستند غذاى آنها نسيم است به همان دليل مىتوانند بر آسمان صعود كنند براى استراق سمع با اينكه جسم سنگين نمىتواند بالا برود مگر با نردبان يا وسيلهاى ديگر[١].
گفت اصل سحر از چيست؟ ساحر چگونه قدرت پيدا كرده بر آن كارهائى كه مىگويند؟ فرمود: سحر چند نوع است: يك نوع مانند علم طب است.
همان طورى كه پزشكان براى هر دردى دوايى دارند، ساحران نيز براى هر صحت و آرامشى بلا و فتنهاى دارند و براى هر عافيت و سلامتى بيمارى و گرفتارى و براى
[١] از اين قسمت خبر استفاده مىشود كه مىتوان به كرات بالا با وسيله رفت چنانچه اين آيه قرآن نيز شاهد بر صعود به آسمانها و كرات است با وسيله.
يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ