اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٦ - سخن آغازين
از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛[١]
همانا مبعوث شدم تا مكارم اخلاق را تكميل كنم.» بر پايه اين روايت نيز جايگاه والاى اخلاق و تزكيه نفس مردم از آلودگىها و آراستن آنها به فضايل اخلاقى در رسالت پيامبراسلام صلى الله عليه و آله روشن مىشود. در روايتهاى ديگرى از ايشان آمده است: «اسلام همان نيكخويى است.» و «نيكخويى نيمى از دين است.»[٢] كه همه اين سخنان بيانگر آن است كه اخلاق و تهذيب اخلاقى جايگاهى بس والا در دين اسلام دارد.
البته ناگفته پيداست پيامبراكرم صلى الله عليه و آله تنها در مقام سخن به اخلاق و فضايل اخلاقى ارج نمىنهاد، بلكه در عمل و رفتار او نيز فضايل اخلاقى جايگاهى ويژه داشت. در قرآن اخلاق پيامبر صلى الله عليه و آله چنين ستوده شده:
وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ؛[٣] و راستى كه تو را خويى والاست!
يكى از رفتارهاى پيامبر صلى الله عليه و آله كه نشاندهنده اخلاق والاى اوست، رفتارش با مشركانْ پس از فتح مكه است. مشركان مكه از هيچ نامردمى در حق پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان دريغ نكردند و پس از هجرت ايشان به مدينه در جنگهاى متعدد برخى از بهترين ياران و خويشان پيامبر صلى الله عليه و آله را به شهادت رساندند و حتى كمر به قتل خود حضرت بستند، اما با اين همه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از فتح مكه فرمان عفو عمومى صادر كرد و همه زشتكارىهاى آنان را ناديده گرفت.
پيامبر صلى الله عليه و آله نهتنها خود به فضايل اخلاقى آراسته بود، بلكه به فضايل اخلاقى ديگران نيز ارج مىنهاد. سال نهم هجرى خاندان حاتم طايى به سرپرستى عُدى بن حاتم، هنوز مسلمان نشده بودند. در اين سال دختر حاتم طايى به اسارت مسلمانان درآمد. هنگامى كه دختر وى نزد رسولخدا صلى الله عليه و آله آمد، گفت: اى محمد! پدرم از دنيا رفت و سرپرستم عُدى ناپديد شد. اگر صلاح مىدانى مرا آزاد كن و سرزنش قبيلههاى عرب را از من دور ساز، چرا كه پدرم بردگان را آزاد مىساخت؛ از همسايگان نگهبانى مىنمود؛ به مردم غذا مىرسانيد؛ آشكارا سلام مىكرد
و در
[١] - محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٣، ص ١٤٩
[٢] - همان، ص ١٣٧ و ١٣٨
[٣] - قلم( ٦٨): ٤