اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٨٣ - راه رسيدن به صفت توكل
يعقوب هنگامى كه براداران يوسف پيراهن آلوده به خون دروغين يوسف را براى او آوردند، گفت: نفستان اين كار را براى شما زيبا جلوه داده است؛ پس صبر جميل بايد:
وَجَآؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ؛[١] و پيراهنش را [آغشته] به خونى دروغين آوردند. [يعقوب] گفت: « [نه] بلكه نَفْس شما كارى [بد] را براى شما آراسته است. اينك صبرى نيكو [براى من بهتر است.] و بر آنچه توصيف مىكنيد، خدا يارىده است.»
از اين آيات روشن مىشود كه صبر دو گونه است: صبر جميل (نيكو) و صبر غيرجميل (زشت). در روايتى از امامباقر عليه السلام آمده است:
صبر نيكو آن است كه شخصِ مبتلا به سختى و مشقت، نزد مردم زبان به شكايت و گلايه نگشايد.[٢]
بر پايه اين روايت، صبرِ زشت آن است كه شخص مصيبت را تحمل كند، اما همراه با گله و شكايت. در روايتى ديگر آمده است: امامكاظم عليه السلام به سماعه فرمود: چرا حج نكردى؟
عرض كرد: فدايت شوم! بدهى زيادى دارم و دارايىام از ميان رفته است، ولى بدهىام برايم سنگينتر از نابود شدن دارايى است؛ بهگونهاىكه اگر كسى از يارانمان مرا به حج نفرستد، توانايى حج گزاردن ندارم. امام عليه السلام فرمود: اگر صبر پيشه كنى، مورد غبطه ديگران واقع خواهى شد و اگر صبر پيشه نكنى، خداوند مقدَّرات خود را انجام خواهد داد، راضى باشى يا نباشى.[٣]
آثار صبر
صبر آثار ارزشمندى دارد كه اولين اثر آن رسيدن به هدف است، در واقع به هيچ هدفى جز با صبر و استقامت نمىتوان دست يافت. در روايات نيز بر اين موضوع تأكيد شده است. از امام على عليه
[١] - يوسف( ١٢): ١٨
[٢] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٩٢
[٣] - همان، ص ٩٠