اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٧٧ - آثار خوف و رجا
نعمتها هرگاه شكرگزارى شوند، زوال نمىپذيرند و هرگاه ناسپاسى شوند، دوام نمىآورند. شكر موجب زيادى نعمت و مانع دگرگونى آنهاست.[١]
راه رسيدن به صفت شكر
چنانكه در بحث منشأ شكر بيان شد، علت ناسپاسى مردمان، يا ناآگاهى آنان از نعمتهاى خداوند است (چرا كه نمىدانند همه نعمتها از سوى اوست)، يا غفلت آنان از اين نعمتها و يا آنكه در برابر خدا سر عصيان و طغيان دارند كه براى بهدست آوردن صفت شكر بايد موانع پيشگفته مرتفع شود.
عالمان اخلاق راههايى براى اين منظور پيشنهاد كردهاند:
نخست اينكه انسان، خداوند و نعمتهاى او را بشناسد و بداند هر نعمتى كه به او مىرسد، از جانب خداست. آسانترين راه براى شناخت نعمتهاى خداوند، تفكر در جهان آفرينش و موجودات آن است و اينكه خداوند چگونه امكانات و ابزارهاى لازم براى تأمين نيازهاى هر موجودى را فراهم آورده و منابع مورد نياز آنها را در محيط پيرامونشان آفريده است.
دوم اينكه انسان توجه كند كه خداوند نعمتهاى بسيارى در اختيار مردم نهاده كه از آنها غافلاند. براى مثال، هوا، آب، چشم، گوش، عقل و ديگر اعضاى بدن كه همه از نعمتهاى بزرگ الهى است، اما از آنجا كه اين نعمتها از همان آغاز همراه آدمى بوده، اساساً آنها را نعمت نمىشمارد. غزالى نقل مىكند كه فردى نزد بزرگى، از بينوايى خود گله مىكرد. بدو گفت: خواهى كه چشم نداشته باشى و در برابر، دههزار درهم داشته باشى؟ مرد گفت: نه. گفت:
عقل؟ گفت، نه. گفت: گوش و دست و پاى؟ گفت نه. گفت: پس خداوند پنجاه هزار درهم مال نزد تو دارد؛ چرا از او گله مىكنى؟[٢]
٦. صبر و استقامت
شايد در قرآن و روايات، پس از ايمان به خدا هيچ صفتى مانند صبر ستايش و به آن توصيه نشده است. شهيد مطهرى مىنويسد: قرآنكريم در سوره عصر ضمن تأكيد،
با يك قسم مىفرمايد: بشر
[١] - همان
[٢] - ابوحامد محمد غزالى، كيمياى سعادت، ص ٣٨٠